جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
زندگینامهٔ جمالالدین عبدالرزاق
جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار میرود. فرزند وی کمالالدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریابی و رشید وطواط مکاتبه و مشاعره میکرده است. او مداح حکمرانان سلجوقی و آل خُجند بود و در اصفهان میزیست.
آثار جمالالدین عبدالرزاق
شعرهای جمالالدین عبدالرزاق
- شمارهٔ ۱۱۵ - دل برده — بر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
- شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه — خداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن
- شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیدار — بخدائی که مهر معرفتش
- شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرم — گذشت نوبت احسان و روزگار کرم
- شمارهٔ ۱۱۹ - قسم — بخدائی که بر خداوندان
- شمارهٔ ۱۲۰ - پادشاه شریعت — آیا پادشاه شریعت که هست
- شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش — سگ به از مردم سپاهانست
- شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادر — بشنو از من نصیحتی که ترا
- شمارهٔ ۱۲۸ - خواهش کارد — یک کارد بخواستم ز تو روزی
- شمارهٔ ۱۲۱ - مشورت — یک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض
- شمارهٔ ۱۲۵ - کام دل — چند گوئی که روز برنائی
- شمارهٔ ۱۲۶ - تحفه — ای شده فر شکوه مسندت
- شمارهٔ ۱۲۴ - پوستین — پوستینی بخواستیم از تو
- شمارهٔ ۱۲۷ - آل پیغمبر — کاشکی برخاستستی روز حشر
- شمارهٔ ۱۲۳ - شکر تشریف — دوستی دی بر من آمده بود
- شمارهٔ ۱۲۲ - تعزل — ای حسن بسته برقمرت رنگ ارغوان
- شمارهٔ ۱۳۵ - فراق — عالم الاسرار آگاهست آن کز قدرتش
- شمارهٔ ۱۲۹ - خاطر وقاد — خاطری دارم چنان وقاد وتیز و تند رو
- شمارهٔ ۱۳۱ - رسم — خواجه محترم ربیب الدین
- شمارهٔ ۱۳۲ - دعا و ثنا — ای بر میان چرخ کمر از وفای تو
- شمارهٔ ۱۳۴ - شیشه می — برف آمد و راه ما ببستست
- شمارهٔ ۱۳۶ - موی سپید — هر چه موی سپید بینی تو
- شمارهٔ ۱۳۳ - هجو گفتن — مراخود نیست عادت هجو گفتن
- شمارهٔ ۱۳۰ - غله — ای آنکه بنزد عقل فاضلتر