خیالی بخارایی
درگذشته ۸۵۰ هجری قمری، بخارا
زندگینامهٔ خیالی بخارایی
احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر میزیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغبیک میزیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزهٔ علمیهٔ اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار خیالی بخارایی
شعرهای خیالی بخارایی
- شمارهٔ ۲۹۲ — دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
- شمارهٔ ۲۹۱ — خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
- شمارهٔ ۲۹۴ — زهی تیره از زلف تو روز، شام
- شمارهٔ ۲۹۵ — سرشک جانب خاک در تو بست احرام
- شمارهٔ ۲۸۸ — ای ز چشمت چشم نرگس نسخهای امّا سقیم
- شمارهٔ ۲۸۹ — تا به روی از دیده اشک لالهگون میآیدم
- شمارهٔ ۲۹۰ — تا خاک راه همت اهل صفا شدم
- شمارهٔ ۲۹۳ — دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
- شمارهٔ ۲۹۸ — گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم
- شمارهٔ ۳۰۰ — ما به فکر دهنت ذوق شکر یافتهایم
- شمارهٔ ۳۰۲ — ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
- شمارهٔ ۲۹۹ — ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم
- شمارهٔ ۳۰۱ — مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
- شمارهٔ ۲۹۷ — گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
- شمارهٔ ۳۰۳ — ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
- شمارهٔ ۲۹۶ — گرچه از جا شد دل و بر جان بلا میآیدم
- شمارهٔ ۳۱۱ — ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من
- شمارهٔ ۳۰۶ — مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
- شمارهٔ ۳۰۴ — ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
- شمارهٔ ۳۰۵ — ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
- شمارهٔ ۳۰۷ — مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
- شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربی — من که از دیدهٔ معنی به رخت مینگرم
- شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلوی — آخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
- شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظ — من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم