خیالی بخارایی
درگذشته ۸۵۰ هجری قمری، بخارا
زندگینامهٔ خیالی بخارایی
احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر میزیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغبیک میزیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزهٔ علمیهٔ اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار خیالی بخارایی
شعرهای خیالی بخارایی
- شمارهٔ ۲۶۷ — آن دل که به فن برد ز من غمزهٔ مستش
- شمارهٔ ۲۶۸ — آنکه رحمی نیست بر حال منش
- شمارهٔ ۲۶۵ — ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
- شمارهٔ ۲۶۶ — آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
- شمارهٔ ۲۷۰ — اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش
- شمارهٔ ۲۶۹ — اشکِ چشم من که جان نقد روان میخواندش
- شمارهٔ ۲۷۱ — تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
- شمارهٔ ۲۶۴ — عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
- شمارهٔ ۲۷۵ — دلا به دست هوس تار زلف یار مکش
- شمارهٔ ۲۷۶ — کجاست ساغر می تا به گردش آرندش
- شمارهٔ ۲۷۹ — گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
- شمارهٔ ۲۷۲ — چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
- شمارهٔ ۲۷۷ — دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش
- شمارهٔ ۲۷۸ — روزگاری ست که از غایت نادانی خویش
- شمارهٔ ۲۷۳ — چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش
- شمارهٔ ۲۷۴ — در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
- شمارهٔ ۲۸۳ — هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
- شمارهٔ ۲۸۴ — گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
- شمارهٔ ۲۸۰ — ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
- شمارهٔ ۲۸۶ — آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
- شمارهٔ ۲۸۷ — از آن ز دیده و دل اشک و آه میخواهم
- شمارهٔ ۲۸۱ — ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
- شمارهٔ ۲۸۲ — یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش
- شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندی — شمع میگفت به پروانه شبی در منزل