سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۲۶ — گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ
- شمارهٔ ۲۹ — تا این دل دیوانه بود عاقلهٔ ما
- شمارهٔ ۲۵ — ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا
- شمارهٔ ۲۷ — گر نخواهم که به فرمان دل آرم جان را
- شمارهٔ ۳۱ — سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا
- شمارهٔ ۲۸ — صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را
- شمارهٔ ۲۴ — به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
- شمارهٔ ۳۰ — ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟
- شمارهٔ ۳۷ — روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
- شمارهٔ ۳۸ — بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
- شمارهٔ ۳۲ — گردون مباد آن که بیایی به خواب ما
- شمارهٔ ۳۹ — کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
- شمارهٔ ۳۳ — چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما
- شمارهٔ ۳۶ — یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب
- شمارهٔ ۳۴ — رقیب یافته در کوی یار بار امشب
- شمارهٔ ۳۵ — کرده روی خود به خون دل خضاب
- شمارهٔ ۴۰ — از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
- شمارهٔ ۴۱ — گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب
- شمارهٔ ۴۳ — ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است
- شمارهٔ ۴۲ — روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
- شمارهٔ ۴۴ — در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست
- شمارهٔ ۴۶ — تا به کی باشد به بزم غیر یا در کوی دوست؟
- شمارهٔ ۴۵ — گویند که در شرع نبی باده حرام است
- شمارهٔ ۴۷ — از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است