سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۵۴ — مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
- شمارهٔ ۵۳ — ندارد تحفهٔ جان گر حقارت
- شمارهٔ ۵۵ — دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
- شمارهٔ ۵۰ — بسکه در عهدت به ما بیداد رفت
- شمارهٔ ۵۲ — به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
- شمارهٔ ۵۱ — چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تب است؟
- شمارهٔ ۴۹ — چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت
- شمارهٔ ۴۸ — در ره عشق اختیار از دست رفت
- شمارهٔ ۶۲ — آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست
- شمارهٔ ۶۳ — مدار امید وفا از دلی که کین دانست
- شمارهٔ ۵۹ — فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است
- شمارهٔ ۵۸ — چون خیال او ز جان مهجور نیست
- شمارهٔ ۵۷ — در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است
- شمارهٔ ۵۶ — اگر این روزگار و این زمانه است
- شمارهٔ ۶۰ — سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
- شمارهٔ ۶۱ — به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت
- شمارهٔ ۶۷ — نه همین کوی تو از لوث رقیبان پاک نیست
- شمارهٔ ۶۸ — با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست
- شمارهٔ ۶۹ — خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت
- شمارهٔ ۷۱ — آن چه شمعی است فروزنده رخ یار من است
- شمارهٔ ۶۵ — جز دام توام شکر که جای دگری نیست
- شمارهٔ ۶۶ — تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست
- شمارهٔ ۶۴ — مدعی بی تو در بلای من است
- شمارهٔ ۷۰ — گفتی دل از قفای نکویان کدام رفت