بابافغانی شیرازی
درگذشته ۹۲۵ هجری قمری، شیراز
زندگینامهٔ بابافغانی
بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی میدانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگساری توبه کرد و در مشهد ساکن شد. بابا فغانی در ۹۲۵ هجری قمری درگذشت. اواخر زندگی او مقارن با سلطنت شاه اسماعیل صفوی بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار بابافغانی
شعرهای بابافغانی
- شمارهٔ ۵۲۹ — چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی
- شمارهٔ ۵۳۳ — تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی
- شمارهٔ ۵۳۴ — تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی
- شمارهٔ ۵۳۰ — ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی
- شمارهٔ ۵۳۱ — گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی
- شمارهٔ ۵۳۲ — ای شمع جمالت اثر نور الهی
- شمارهٔ ۵۳۶ — ای حدیثت شکر ناب چه شیرینسخنی
- شمارهٔ ۵۳۵ — هرسوی جلوهای گل خندان چه میکنی
- شمارهٔ ۵۳۹ — گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازی
- شمارهٔ ۵۴۲ — دلا زین آستان درد دل خود بردنم اولی
- شمارهٔ ۵۳۸ — نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی
- شمارهٔ ۵۴۳ — تویی که هیچ گرفتی گل و شراب کسی
- شمارهٔ ۵۴۴ — تا نباشد دولتی روی تو چون بیند کسی
- شمارهٔ ۵۳۷ — دارد نسیم گل دم جانبخش عیسوی
- شمارهٔ ۵۴۰ — شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی
- شمارهٔ ۵۴۱ — نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی
- شمارهٔ ۵۵۲ — چه شد کز صحبت یاران چنین رنجیده میآیی
- شمارهٔ ۵۴۵ — نام دل بردی و جان ناتوانم سوختی
- شمارهٔ ۵۴۷ — دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی
- شمارهٔ ۵۴۹ — ای رقیب آندم که بر کف تیغ بیدادش دهی
- شمارهٔ ۵۴۸ — چنان شد گریهٔ من در فراق لالهرخساری
- شمارهٔ ۵۵۱ — بتو حال خود چه گویم که تو خود شنیده باشی
- شمارهٔ ۵۵۰ — از او قاصد بخشم آمد به من یارست پنداری
- شمارهٔ ۵۴۶ — شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا میآمدی