کمال خجندی
زندگینامهٔ کمال خجندی
کمالالدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسیگوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر میبرد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل سرایی مهارت داشت. بسیاری او را پیوند دهنده ادب فارسی ایران با ادب فارسی تاجیکستان میدانند. دیوان او شامل غزلهای مطبوع زیاد و غالبا مقرون به ذوق عرفانی است. کمال خجندی معاصر حافظ بود وی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرامگاه او در تبریز است. دیوان اشعار این شاعر نامدار توسط سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار کمال خجندی
شعرهای کمال خجندی
- شمارهٔ ۷۷۶ — ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم
- شمارهٔ ۷۷۰ — گر گذاری که با تو در نگویم
- شمارهٔ ۷۷۵ — ما از شراب و شاهد صد بار توبه کردیم
- شمارهٔ ۷۶۹ — گر کام خود از لبت بگیرم
- شمارهٔ ۷۷۱ — اگر من از عشق آن دو رخ میرم
- شمارهٔ ۷۷۲ — گفت دلدارم که از هجران دلت خون میکنم
- شمارهٔ ۷۷۳ — گفت یار از غیرِ ما پوشان نظر گفتم: به چشم!
- شمارهٔ ۷۷۴ — ما از نو سخنور جهانیم
- شمارهٔ ۷۸۳ — ما را سر آنست که در پای تو افتیم
- شمارهٔ ۷۷۸ — ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم
- شمارهٔ ۷۸۰ — ما خانه دل جای تمنای تو کردیم
- شمارهٔ ۷۸۴ — ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم
- شمارهٔ ۷۷۷ — ما با غم تو خرم و آسودهخاطریم
- شمارهٔ ۷۸۲ — ما درین شهر به دام صنمی در بندیم
- شمارهٔ ۷۸۱ — ما در حریم مجلس عشاق محرمیم
- شمارهٔ ۷۷۹ — ما چو قطع نظر از روی نکو نتوانیم
- شمارهٔ ۷۸۸ — مریض عشقم و درد تو دارم
- شمارهٔ ۷۸۷ — مرا گویند باران کیست بار تو چرا گویم
- شمارهٔ ۷۹۱ — من ترا مانده به هر بار کجا بار شوم
- شمارهٔ ۷۸۵ — ما ز سگان درت بیشتر و کمتریم
- شمارهٔ ۷۸۹ — من ازین خرقه آلوده که در بر دارم
- شمارهٔ ۷۸۶ — ما لبت را نمک، شوان ملاحت خوانیم
- شمارهٔ ۷۹۲ — من ترک زهد کرده و رندی گزیدهام
- شمارهٔ ۷۹۰ — من برین در بندهام تا زندهام