کمال خجندی
زندگینامهٔ کمال خجندی
کمالالدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسیگوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر میبرد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل سرایی مهارت داشت. بسیاری او را پیوند دهنده ادب فارسی ایران با ادب فارسی تاجیکستان میدانند. دیوان او شامل غزلهای مطبوع زیاد و غالبا مقرون به ذوق عرفانی است. کمال خجندی معاصر حافظ بود وی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرامگاه او در تبریز است. دیوان اشعار این شاعر نامدار توسط سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار کمال خجندی
شعرهای کمال خجندی
- شمارهٔ ۱۰۳۶ — صنما در خط سنبل مه تابان داری
- شمارهٔ ۱۰۴۰ — کاش که سرو ناز ما از در ما در آمدی
- شمارهٔ ۱۰۳۴ — سیمین بدنی سرو قدی پسته دهانی
- شمارهٔ ۱۰۳۳ — سالها گر بنویسم صفت مشتاقی
- شمارهٔ ۱۰۳۷ — طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
- شمارهٔ ۱۰۳۸ — عاشقی و بی دلی بیدلبری
- شمارهٔ ۱۰۳۹ — قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
- شمارهٔ ۱۰۳۵ — شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی
- شمارهٔ ۱۰۴۴ — اگر او یاد من دلخسته کردی
- شمارهٔ ۱۰۴۷ — گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی
- شمارهٔ ۱۰۴۶ — گر به پاکی خضر وقتی و روح القدسی
- شمارهٔ ۱۰۴۸ — گر بری دست به آئینه و در خود نگری
- شمارهٔ ۱۰۴۵ — گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی
- شمارهٔ ۱۰۴۲ — گر از در به تیم برانی نو دانی
- شمارهٔ ۱۰۴۱ — کدام سر که ندارد دماغ سودایی
- شمارهٔ ۱۰۴۳ — گر از شاخ دولت گلی چیدمی
- شمارهٔ ۱۰۵۰ — گر به من یار شوی ور نشوی
- شمارهٔ ۱۰۵۳ — گر گم شوی از خود خبر یار بیابی
- شمارهٔ ۱۰۵۵ — گر همه وقتی همه دل خون نیی
- شمارهٔ ۱۰۵۶ — گفتم: ای سیمذقن! گفت: که را میگویی؟
- شمارهٔ ۱۰۴۹ — گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دری
- شمارهٔ ۱۰۵۱ — گر تو دل ما سوختی از آتش دوری
- شمارهٔ ۱۰۵۲ — گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی
- شمارهٔ ۱۰۵۴ — گر لذت خونریزی آن غمزه شناسی