کمال خجندی
زندگینامهٔ کمال خجندی
کمالالدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسیگوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر میبرد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل سرایی مهارت داشت. بسیاری او را پیوند دهنده ادب فارسی ایران با ادب فارسی تاجیکستان میدانند. دیوان او شامل غزلهای مطبوع زیاد و غالبا مقرون به ذوق عرفانی است. کمال خجندی معاصر حافظ بود وی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرامگاه او در تبریز است. دیوان اشعار این شاعر نامدار توسط سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار کمال خجندی
شعرهای کمال خجندی
- شمارهٔ ۱۰۱۴ — خرم آن دم که توأم مونس و همدم باشی
- شمارهٔ ۱۰۱۳ — حدیث خوشی هیچ با ما نگوئی
- شمارهٔ ۱۰۱۶ — خواهی که به هیچ غم نمیری
- شمارهٔ ۱۰۱۵ — خواهم بر تو بردن تن را که شد خیالی
- شمارهٔ ۱۰۱۰ — چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی
- شمارهٔ ۱۰۰۹ — چو تو دشمن از دوست نشناختی
- شمارهٔ ۱۰۱۱ — چه لطف است این که با من مینمایی
- شمارهٔ ۱۰۱۲ — چه موجب است که هیچ التفات ما نکنی
- شمارهٔ ۱۰۲۳ — دل ز باران کهن برداشتی
- شمارهٔ ۱۰۲۲ — دل رفت به باد دلپذیری
- شمارهٔ ۱۰۲۴ — دل شد ز عشق باری شیدا چنانکه دانی
- شمارهٔ ۱۰۱۸ — درین پستی گر آن مه را نیابی
- شمارهٔ ۱۰۱۹ — درین ره هرچه جویی آن بیابی
- شمارهٔ ۱۰۲۱ — دگر باره تیغ جفا بر کشیدی
- شمارهٔ ۱۰۲۰ — دست ندارم از تو من گرچه ز پایم افکنی
- شمارهٔ ۱۰۱۷ — دارم ز ابروان تو چشم عنایتی
- شمارهٔ ۱۰۲۶ — دل که سودای تو می پخت کبابش کردی
- شمارهٔ ۱۰۲۷ — دل من به داغ جفا سوختی
- شمارهٔ ۱۰۲۸ — دل می کنی جراحت و مرهم نمیدهی
- شمارهٔ ۱۰۳۱ — ز من که مهر تو دارم به سینه روی چه تابی
- شمارهٔ ۱۰۳۰ — ز دیده در دل دیوانه رفتی
- شمارهٔ ۱۰۲۹ — راز معشوق حدیثیست نهانداشتنی
- شمارهٔ ۱۰۳۲ — ز من مپرس که «از عاشقانِ زارِ کهای؟»
- شمارهٔ ۱۰۲۵ — دل شیشه ایست جای خیال تو ای پری