محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۱۷۵ — مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
- شمارهٔ ۱۷۳ — دیگر که هوای گل خودروی تو دارد
- شمارهٔ ۱۷۲ — کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
- شمارهٔ ۱۷۴ — طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارد
- شمارهٔ ۱۷۰ — سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارد
- شمارهٔ ۱۷۱ — به پیش اختر حسن تو مهر تاب ندارد
- شمارهٔ ۱۶۹ — تنی زلالوش آن سرو گل قبا دارد
- شمارهٔ ۱۶۸ — فضای کلبهٔ فقر آن قدر صفا دارد
- شمارهٔ ۱۷۶ — چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
- شمارهٔ ۱۷۷ — بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
- شمارهٔ ۱۷۹ — روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
- شمارهٔ ۱۸۰ — فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
- شمارهٔ ۱۸۱ — چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
- شمارهٔ ۱۷۸ — شبی که بر دلم آن ماه پاره میگذرد
- شمارهٔ ۱۸۲ — از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
- شمارهٔ ۱۸۳ — آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
- شمارهٔ ۱۸۴ — جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
- شمارهٔ ۱۸۵ — که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد
- شمارهٔ ۱۹۱ — چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
- شمارهٔ ۱۸۸ — اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد
- شمارهٔ ۱۸۶ — دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد
- شمارهٔ ۱۸۷ — بهتر است از هرچه دهقان در چمن میپرورد
- شمارهٔ ۱۸۹ — اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد
- شمارهٔ ۱۹۰ — چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازد