محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۱۹۴ — چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد
- شمارهٔ ۱۹۷ — زخم او یکبارگی امروز بر جان میرسد
- شمارهٔ ۱۹۲ — خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
- شمارهٔ ۱۹۳ — چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
- شمارهٔ ۱۹۹ — ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد
- شمارهٔ ۱۹۵ — به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
- شمارهٔ ۱۹۶ — خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد
- شمارهٔ ۱۹۸ — گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشد
- شمارهٔ ۲۰۷ — کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
- شمارهٔ ۲۰۴ — دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد
- شمارهٔ ۲۰۳ — هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد
- شمارهٔ ۲۰۶ — چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد
- شمارهٔ ۲۰۲ — هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد
- شمارهٔ ۲۰۵ — دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد
- شمارهٔ ۲۰۱ — بیوفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
- شمارهٔ ۲۰۰ — به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد
- شمارهٔ ۲۰۹ — گه رفتن آن پریرو به وداع ما نیامد
- شمارهٔ ۲۱۱ — یار بیدردی غیر و غم ما میداند
- شمارهٔ ۲۱۳ — بهترین طاقی که زیر طاق گردون بستهاند
- شمارهٔ ۲۱۰ — زلفش مرا به کوشش خود میکشد به بند
- شمارهٔ ۲۱۲ — ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند
- شمارهٔ ۲۱۵ — یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند
- شمارهٔ ۲۱۴ — یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند
- شمارهٔ ۲۰۸ — دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمد