محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۲۴۱ — مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود
- شمارهٔ ۲۴۳ — گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
- شمارهٔ ۲۴۲ — دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
- شمارهٔ ۲۴۶ — یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
- شمارهٔ ۲۴۵ — دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
- شمارهٔ ۲۴۴ — دی به شیرینعشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
- شمارهٔ ۲۴۷ — جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
- شمارهٔ ۲۴۰ — گنج وصل او به چون من بیوفائی حیف بود
- شمارهٔ ۲۵۴ — آن که اشگم از پیش منزل به منزل میرود
- شمارهٔ ۲۵۲ — اول منزل عشقست بیابان فنا
- شمارهٔ ۲۵۱ — ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود
- شمارهٔ ۲۵۳ — دست به دست همچو گل آن بت مست میرود
- شمارهٔ ۲۵۵ — باز ما را جان به استقبال جانان میرود
- شمارهٔ ۲۴۸ — در شکار امروز صید آهوان او که بود
- شمارهٔ ۲۵۰ — سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
- شمارهٔ ۲۴۹ — بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
- شمارهٔ ۲۶۰ — چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
- شمارهٔ ۲۵۹ — پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
- شمارهٔ ۲۶۲ — حسن را گر ناز او کالای دکان میشود
- شمارهٔ ۲۶۱ — چشمم چو روز واقعه در خواب میشود
- شمارهٔ ۲۵۶ — آن مه که صورتش ز مقابل نمیرود
- شمارهٔ ۲۶۳ — رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآید
- شمارهٔ ۲۵۸ — اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
- شمارهٔ ۲۵۷ — از بادهٔ لاله تو چو در ژاله میرود