محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۱۵۰ — به زبان خرد این نکته صریح است صریح
- شمارهٔ ۱۵۱ — ای لبت زنده کرده نام مسیح
- شمارهٔ ۱۴۸ — درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
- شمارهٔ ۱۴۵ — گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج
- شمارهٔ ۱۴۶ — گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج
- شمارهٔ ۱۴۷ — اغیار را به صحبت جانان چه احتیاج
- شمارهٔ ۱۴۴ — زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث
- شمارهٔ ۱۴۹ — زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح
- شمارهٔ ۱۵۳ — غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
- شمارهٔ ۱۵۴ — زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
- شمارهٔ ۱۵۵ — ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
- شمارهٔ ۱۵۶ — چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
- شمارهٔ ۱۵۲ — دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
- شمارهٔ ۱۵۸ — زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
- شمارهٔ ۱۵۷ — رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
- شمارهٔ ۱۵۹ — شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
- شمارهٔ ۱۶۲ — خلل به دولت خان جهانستان مرساد
- شمارهٔ ۱۶۳ — روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
- شمارهٔ ۱۶۶ — دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمیگنجد
- شمارهٔ ۱۶۷ — دلم از غمش چه گویم که ره نفس ندارد
- شمارهٔ ۱۶۰ — دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
- شمارهٔ ۱۶۱ — تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
- شمارهٔ ۱۶۵ — نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
- شمارهٔ ۱۶۴ — چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد