محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۲۲۰ — بلا به من که ندارم غم بقا چکند
- شمارهٔ ۲۱۷ — عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
- شمارهٔ ۲۱۹ — گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند
- شمارهٔ ۲۲۱ — گر بر من آرمیده سمندش گذر کند
- شمارهٔ ۲۲۳ — چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند
- شمارهٔ ۲۲۲ — آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند
- شمارهٔ ۲۱۶ — دی همایون خبری مژده دهانم دادند
- شمارهٔ ۲۱۸ — حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
- شمارهٔ ۲۲۸ — عجب که دولت من بیبقائیی نکند
- شمارهٔ ۲۲۹ — لعل تو در شکست من زمزمه بس نمیکند
- شمارهٔ ۲۲۷ — عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
- شمارهٔ ۲۳۱ — آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
- شمارهٔ ۲۲۵ — خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
- شمارهٔ ۲۲۴ — هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند
- شمارهٔ ۲۳۰ — آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند
- شمارهٔ ۲۲۶ — چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کند
- شمارهٔ ۲۳۵ — دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
- شمارهٔ ۲۳۶ — امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود
- شمارهٔ ۲۳۸ — همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
- شمارهٔ ۲۳۴ — ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
- شمارهٔ ۲۳۷ — دی صبح دم که عارض او بینقاب بود
- شمارهٔ ۲۳۹ — دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
- شمارهٔ ۲۳۳ — رندان که نقد جان به می ناب میدهند
- شمارهٔ ۲۳۲ — دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند