ابراهیم شاهدی دده
زندگینامهٔ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزیدهٔ مثنوی مولانا به فارسی)، «گلشن وحدت» (منظومهٔ ترکی متأثر از منطق الطیر عطار و گلشن راز شبستری)، «گلشن اسرار» (شرح منظوم احوال شاهدی و پدرش و همینطور خصوصیات طریقت مولویه به فارسی) و دیوان فارسی و ترکی. دیوان فارسی شاهدی به همت آقای سید محمدرضا شهیم با استفاده از تصحیح دکتر محمدامین احمدپور در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار شاهدی
شعرهای شاهدی
- شمارهٔ ۷۹ — جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار
- شمارهٔ ۷۴ — گرچه دل ز آتش هجران تو داغی دارد
- شمارهٔ ۷۳ — دل دید قدت ز قامت افتاد
- شمارهٔ ۷۵ — مرا گر در نظر گلزار باشد
- شمارهٔ ۷۸ — دل را چو نیست جز غم تو همدمی دگر
- شمارهٔ ۸۰ — لعلت از کوثر به معنی پاک تر
- شمارهٔ ۷۷ — میکشد روی دلم هر دم به مهروی دگر
- شمارهٔ ۷۶ — زلف مشکین را چو خوبان بر رخ زیبا نهند
- شمارهٔ ۸۲ - در حاشیه این غزل این دو بیت را که از مولانا دانسته، آورده است: هر که را سینه پر صفا نبود - خرقه پوشیدنش روا نبود، هر که در خرقه ناتمام بود - خرقه بر قد او حرام بود — مرا درد تو در جان حزین بس
- شمارهٔ ۸۳ — ای دل ز خودی خود جدا باش
- شمارهٔ ۸۵ — خواهم امروز عتابی بکنم با دل خویش
- شمارهٔ ۸۴ — بنما طلعت موجه خویش
- شمارهٔ ۸۸ — با نی شکر بگو که ننازد به قند خویش
- شمارهٔ ۸۷ — مرا خوش است به درد خود و جراحت خویش
- شمارهٔ ۸۱ — تا خیال قامتت بگذاشت ما را در ضمیر
- شمارهٔ ۸۶ — مرغ دل راست عزم مسکن خویش
- شمارهٔ ۹۱ — بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم
- شمارهٔ ۹۴ — بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
- شمارهٔ ۸۹ — به فکر سر دهانت چو غنچهام دل تنگ
- شمارهٔ ۹۵ — چو روز فرقت آن مه وداع دل کردم
- شمارهٔ ۹۲ — بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
- شمارهٔ ۹۶ — آن جان من و روان مردم
- شمارهٔ ۹۳ — خونم از مستی طریق عقل را گم میکنم
- شمارهٔ ۹۰ — دل ز کار و بار عالم سر به سر برکندهام