ابراهیم شاهدی دده
زندگینامهٔ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزیدهٔ مثنوی مولانا به فارسی)، «گلشن وحدت» (منظومهٔ ترکی متأثر از منطق الطیر عطار و گلشن راز شبستری)، «گلشن اسرار» (شرح منظوم احوال شاهدی و پدرش و همینطور خصوصیات طریقت مولویه به فارسی) و دیوان فارسی و ترکی. دیوان فارسی شاهدی به همت آقای سید محمدرضا شهیم با استفاده از تصحیح دکتر محمدامین احمدپور در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار شاهدی
شعرهای شاهدی
- شمارهٔ ۲۸ — دلم را جز غمت سودی نماندست
- شمارهٔ ۲۶ — قدت سرو گفتیم و رویی نداشت
- شمارهٔ ۲۵ — با لعل جان فزای تو آب زلال چیست
- شمارهٔ ۲۹ — دل بسی گردید چون زلف تو دلداری نیافت
- شمارهٔ ۳۲ — چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت
- شمارهٔ ۳۱ — از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست
- شمارهٔ ۲۷ — امروز ز نو دلبر ما خوی دگر داشت
- شمارهٔ ۳۰ — تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت
- شمارهٔ ۳۶ — آنکو دل خود به خار ننهاد
- شمارهٔ ۳۵ — هر سر که بوی سنبل تو در دماغ داشت
- شمارهٔ ۳۷ — جان ز تن رفت و دل اندر عقد گیسویت بماند
- شمارهٔ ۳۸ — زلف و رخ تو چون شب مهتاب نماید
- شمارهٔ ۳۹ — خوب رویان چو صید عام کنند
- شمارهٔ ۳۳ — دلبرا در کشتن ما خود بگویی سود چیست
- شمارهٔ ۳۴ — خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت
- شمارهٔ ۴۰ — دانی که جان به فکر لبت در چه حال بود
- شمارهٔ ۴۴ — دیده از دیدن تو بس نکند
- شمارهٔ ۴۶ — چو جان خیال لبش در درون بگرداند
- شمارهٔ ۴۵ — با آنکه درین سینه ز زخم تو بسی بود
- شمارهٔ ۴۳ — دل بی غم تو چرا نشیند
- شمارهٔ ۴۸ — هرچه آن سرو ناز میگوید
- شمارهٔ ۴۲ — ز زلف تو جان چون شود فارغ آیند
- شمارهٔ ۴۷ — هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
- شمارهٔ ۴۱ — از کمان خانه چو خوبان سحری بگشایند