جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۶۲ — داد از تو که هیچت روش داد نمانده ست
- شمارهٔ ۶۰ — به غمزه چشم تو درس ستمگری آموخت
- شمارهٔ ۶۱ — آن غمزه زن چو گرد گلستان برآمده ست
- شمارهٔ ۶۳ — رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست
- شمارهٔ ۶۵ — راهت از دیده رفتنم هوس است
- شمارهٔ ۶۴ — نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست
- شمارهٔ ۵۸ — شیوه عقل از دل دیوانه بیرون کردنیست
- شمارهٔ ۵۹ — از تنگهای شکر ناب آن دهن به است
- شمارهٔ ۶۶ — ای خوش آن عاشق که با یار خود است
- شمارهٔ ۶۹ — منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
- شمارهٔ ۶۷ — خیال لعل لبت با صفای سینه خوش است
- شمارهٔ ۷۰ — طالب علم نظر شو خود جز این تحصیل چیست
- شمارهٔ ۶۸ — چو نقشبند ازل نخل دلربای تو بست
- شمارهٔ ۷۱ — باز عید آمد و مهر از دهن خم برخاست
- شمارهٔ ۷۳ — جز مرغ غمت کرده به دل خانه کسی نیست
- شمارهٔ ۷۲ — آن چه نور است که از وادی بطحا برخاست
- شمارهٔ ۷۷ — منجم می کند از ماه و خور بحث
- شمارهٔ ۷۸ — آن مه که یافت امشب ازو عیش ما رواج
- شمارهٔ ۷۹ — ز لعلت آن ز وی قدر شکر هیچ،
- شمارهٔ ۷۴ — ساقیا دور فلک منشور عید آورده است
- شمارهٔ ۸۰ — بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچ
- شمارهٔ ۸۱ — سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
- شمارهٔ ۷۵ — تا کی از شوق لبت تشنه جگر خواهم زیست
- شمارهٔ ۷۶ — مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت