سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۱۲۰ — آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود
- شمارهٔ ۱۲۷ — سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
- شمارهٔ ۱۲۲ — دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
- شمارهٔ ۱۲۱ — هر زمان دامن به خون بیگناهی تر کند
- شمارهٔ ۱۲۳ — دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود
- شمارهٔ ۱۲۴ — با من فلک هزار جفا هر زمان کند
- شمارهٔ ۱۲۵ — نثارت جان کنم گر زر نباشد
- شمارهٔ ۱۲۶ — چو زلف بر مه رویش نقاب میگردد
- شمارهٔ ۱۳۴ — کدام تیر بلا ترکش زمانه ندارد
- شمارهٔ ۱۳۳ — دانی که از کیم می وصلت به جام بود
- شمارهٔ ۱۳۵ — اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد
- شمارهٔ ۱۳۱ — هر کجا کو به چنین خط و چنان خال رود
- شمارهٔ ۱۳۲ — امیدواری من در جهان وصال تو باشد
- شمارهٔ ۱۲۹ — چون من هر کس که از جان سیر باشد
- شمارهٔ ۱۲۸ — تا زحال دل من دلبر من غافل بود
- شمارهٔ ۱۳۰ — دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد
- شمارهٔ ۱۳۸ — بی بند کجا پای دل من بگذارد
- شمارهٔ ۱۳۹ — بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند
- شمارهٔ ۱۳۷ — با دل آگه شدم آن شوخ ستمکاره چه کرد
- شمارهٔ ۱۴۱ — لب لعلت چو میل باده کند
- شمارهٔ ۱۴۳ — هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد
- شمارهٔ ۱۴۰ — هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد
- شمارهٔ ۱۴۲ — از من به حذر یار هوسناک نباشد
- شمارهٔ ۱۳۶ — کو طاقت دیدار گرفتم که تواند