سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۱۹۷ — تا پیر می فروش چه آمد سعادتش
- شمارهٔ ۱۹۸ — آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
- شمارهٔ ۱۹۲ — صباح عید صیام است ساقیا برخیز
- شمارهٔ ۱۹۶ — هر که دید آن گل عارض مژهٔ خونبارش
- شمارهٔ ۱۹۵ — ذوقی مبادش از غم صیاد در قفس
- شمارهٔ ۱۹۹ — چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش
- شمارهٔ ۱۹۳ — سوی قد سرو و رخ گل چون نگرد کس
- شمارهٔ ۱۹۴ — ز دوری تو نمردم همین گناهم بس
- شمارهٔ ۲۰۵ — نه همین ز شرم در بر نکشیدهام هنوزش
- شمارهٔ ۲۰۱ — خوشا آن روزگار خوش که با من بود یاری خوش
- شمارهٔ ۲۰۳ — اگر ز آمیزش اغیار نبود یار من عارش
- شمارهٔ ۲۰۰ — به راهی میکشد عشقم که پیدا نیست پایانش
- شمارهٔ ۲۰۲ — نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکش
- شمارهٔ ۲۰۴ — گر خواهی ای صبا خبری خوش رسانیش
- شمارهٔ ۲۰۶ — به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
- شمارهٔ ۲۰۷ — ز چشم غیر پوشیدم جمالش
- شمارهٔ ۲۱۴ — بلبل به چمن چنان کند حظ
- شمارهٔ ۲۰۸ — بس آنجا رفته بر خاک آرزویش
- شمارهٔ ۲۱۵ — چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع
- شمارهٔ ۲۱۰ — روزی که یکی شیفته آمد به کمندش
- شمارهٔ ۲۰۹ — اگر با غیر خواهم سر گرانش
- شمارهٔ ۲۱۱ — تا نئی از قید جان و تن خلاص
- شمارهٔ ۲۱۳ — بهر بر چیدن چو چیدند این بساط
- شمارهٔ ۲۱۲ — رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض