قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۱۹۶ — گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
- شمارهٔ ۱۹۷ — رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
- شمارهٔ ۱۹۹ — ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
- شمارهٔ ۱۹۵ — کسی کو عشقبازی پیشه دارد
- شمارهٔ ۱۹۴ — از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
- شمارهٔ ۱۹۳ — آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
- شمارهٔ ۲۰۰ — میرم ار خوی ستمکاری ز سر بیرون کند
- شمارهٔ ۱۹۸ — به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
- شمارهٔ ۲۰۳ — رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
- شمارهٔ ۲۰۲ — گفتم از عشقت کشم دامن گریبانگیر شد
- شمارهٔ ۲۰۴ — شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه میسازد
- شمارهٔ ۲۰۶ — مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
- شمارهٔ ۲۰۷ — ای خوشدلی برو که غمینم سرشتهاند
- شمارهٔ ۲۰۸ — عجب قیدیست عشق سخت بنیاد
- شمارهٔ ۲۰۵ — سنبل زلف تو خط بر سنبل تر میکشد
- شمارهٔ ۲۰۱ — در مجلسی که احباب شرب مدام کردند
- شمارهٔ ۲۱۲ — دگر به وسوسه توبهام دماغ نماند
- شمارهٔ ۲۱۱ — آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
- شمارهٔ ۲۱۰ — باده گر فردا خورم، عالم کنون پر میشود
- شمارهٔ ۲۱۳ — بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
- شمارهٔ ۲۱۴ — هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
- شمارهٔ ۲۱۵ — آن غنچهام که راز دلم بر ملا نشد
- شمارهٔ ۲۱۶ — در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟
- شمارهٔ ۲۰۹ — دلم پروای این و آن ندارد