قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۱۴۶ — بی روی تو کارم همه با دیده تر بود
- شمارهٔ ۱۴۸ — هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
- شمارهٔ ۱۴۷ — آنان که مرا جورکش یار نوشتند
- شمارهٔ ۱۵۲ — خلاصیام ز کمند تو در ضمیر مباد
- شمارهٔ ۱۴۹ — باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
- شمارهٔ ۱۴۵ — لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید
- شمارهٔ ۱۵۱ — قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
- شمارهٔ ۱۵۰ — فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
- شمارهٔ ۱۵۴ — نگاهم از فروغ عارضت در چشم تر سوزد
- شمارهٔ ۱۵۸ — از کینه هیچکس گر هم بر جبین ندید
- شمارهٔ ۱۵۹ — فلک ز کین به مه فتنهجوی من ماند
- شمارهٔ ۱۵۳ — از چشمهسار چشمم از بس که نم برآید
- شمارهٔ ۱۵۷ — به هیچ، ناخن ما را کی اعتبار کند؟
- شمارهٔ ۱۵۶ — جوش میام چو خم به خروش آشنا نکرد
- شمارهٔ ۱۶۰ — کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
- شمارهٔ ۱۵۵ — باز از مرغان دلم حرف سمندر میزند
- شمارهٔ ۱۶۵ — مرا عشق تو گاهی پرورد دل، گاه جان سوزد
- شمارهٔ ۱۶۳ — به کف عاشق چو گل، خون دل خود را نگه دارد
- شمارهٔ ۱۶۶ — دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد
- شمارهٔ ۱۶۸ — کی غم دهر خراب می نابم دارد؟
- شمارهٔ ۱۶۱ — تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شد
- شمارهٔ ۱۶۴ — دگر چراغ که در طور حسن روشن شد؟
- شمارهٔ ۱۶۷ — غنچه بی لعل تو زندانی گلشن باشد
- شمارهٔ ۱۶۲ — در جلوهگری چون تو کسی یاد ندارد