قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۲۲۴ — ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لالهگون افتد
- شمارهٔ ۲۱۹ — آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد
- شمارهٔ ۲۲۳ — لبت به خنده شیرین چو همنفس گردد
- شمارهٔ ۲۲۲ — چون کشته نگاه تو سوی کفن رود
- شمارهٔ ۲۱۷ — هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند
- شمارهٔ ۲۱۸ — یا رب چرا به درد دلم دیروا رسید
- شمارهٔ ۲۲۰ — رنجیدن تو باعث نومیدی من شد
- شمارهٔ ۲۲۱ — به عزم جلوه چو آن گلعذار برخیزد
- شمارهٔ ۲۲۷ — من و آیینه حسنی که تابش را بسوزاند
- شمارهٔ ۲۲۸ — نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
- شمارهٔ ۲۲۹ — نالهای کردم، خروش اهل شیون تازه شد
- شمارهٔ ۲۳۰ — در هجرت، از شکست، دلم را اثر نماند
- شمارهٔ ۲۲۶ — نشاه میخواستم از باده، خمارم دادند
- شمارهٔ ۲۳۱ — اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میرد
- شمارهٔ ۲۲۵ — می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
- شمارهٔ ۲۳۲ — مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
- شمارهٔ ۲۳۹ — هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
- شمارهٔ ۲۳۵ — ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد
- شمارهٔ ۲۳۷ — زورم به یک اشاره ابرو نمیرسد
- شمارهٔ ۲۳۳ — گر گشایم لب دمی، عالم پر افغان میشود
- شمارهٔ ۲۳۸ — عالمی بر خویش بالیدم چو از من یاد کرد
- شمارهٔ ۲۳۶ — بهر هر دیوانه گر ویرانهای پیدا شود
- شمارهٔ ۲۳۴ — کی دواجو بود آن دل که ز دردش دم زد
- شمارهٔ ۲۴۰ — هنوز از نالهای صد شعله در جان میتوانم زد