رضیالدین آرتیمانی
زندگینامهٔ رضیالدین آرتیمانی
میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی قرار گرفت و در جمع منشیان و میرزایان شاه در آمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد. او در سال ۱۰۳۷ هجری قمری دیده از جهان فرو بست. او را در محل خانقاهش در تویسرکان به خاک سپردند. از او حدود ۱۲۰۰ بیت شعر به جا مانده که معروفترین آنها ساقی نامهٔ اوست.
آثار رضیالدین آرتیمانی
شعرهای رضیالدین آرتیمانی
- غزل شمارهٔ ۵۳ — پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم
- غزل شمارهٔ ۵۴ — جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم
- غزل شمارهٔ ۵۲ — چو از جور رقیبان از در او بار میبستم
- غزل شمارهٔ ۵۶ — زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵ — تا بسر شوری از آن زلف پریشان دارم
- غزل شمارهٔ ۵۱ — با رخ همچو صبح و زلف چو شام
- غزل شمارهٔ ۴۹ — همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم
- غزل شمارهٔ ۵۰ — گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
- غزل شمارهٔ ۶۱ — آنچه من از تو، خدا میبینم
- غزل شمارهٔ ۵۸ — گهی هشیار و گه مست و ملنگم
- غزل شمارهٔ ۵۹ — وصالش دمی گر شود حاصلم
- غزل شمارهٔ ۶۲ — یکدم که دست داده و با هم نشستهایم
- غزل شمارهٔ ۶۳ — آنجا که وصف آن قد و بالا نوشتهایم
- غزل شمارهٔ ۶۴ — دست شوقی با گریبان آشنا میخواستیم
- غزل شمارهٔ ۵۷ — دور از و بسکه سوزم و سازم
- غزل شمارهٔ ۶۰ — چون دم از سودای جانان میزنم
- غزل شمارهٔ ۶۹ — حیفم آید که گویدش کس جان
- غزل شمارهٔ ۶۵ — ما بهر هلاک خود هلاکیم
- غزل شمارهٔ ۷۲ — مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
- غزل شمارهٔ ۶۶ — بیرخت گر بگل نظاره کنیم
- غزل شمارهٔ ۷۰ — غمزه خونریز و عشوه در پی جان
- غزل شمارهٔ ۶۸ — بهار حسن یا بستان عشق است
- غزل شمارهٔ ۷۱ — ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
- غزل شمارهٔ ۶۷ — آموخت ما را آن زلف و گردن