سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۲۲۳ — ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
- شمارهٔ ۲۱۶ — یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
- شمارهٔ ۲۱۸ — بار در بزم وصال تو شب تار فراق
- شمارهٔ ۲۲۰ — زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال
- شمارهٔ ۲۱۹ — خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک
- شمارهٔ ۲۲۲ — هر عهد به هر کسی که بستم
- شمارهٔ ۲۲۱ — خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل
- شمارهٔ ۲۱۷ — ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
- شمارهٔ ۲۲۵ — گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم
- شمارهٔ ۲۲۹ — دل صید کمند تست جان هم
- شمارهٔ ۲۳۱ — بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم
- شمارهٔ ۲۲۴ — از تغافل یا تو را با خویش مایل میکنم
- شمارهٔ ۲۲۶ — چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم
- شمارهٔ ۲۲۷ — آمد ز درو داد به کف جام شرابم
- شمارهٔ ۲۲۸ — در عشق چو باید که به ناچار بمیرم
- شمارهٔ ۲۳۰ — خواهم اگر به کوی تو خاکی به سر کنم
- شمارهٔ ۲۳۵ — به کوی می فروش افتاد راهم
- شمارهٔ ۲۳۹ — چه غم گر در بهاری بوسهٔ او نقد جان دادم
- شمارهٔ ۲۳۶ — چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
- شمارهٔ ۲۳۲ — چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم
- شمارهٔ ۲۳۳ — این چه دام است ندانم که در آن افتادم؟!
- شمارهٔ ۲۳۴ — خوش آنکه ره عیش به اغیار گرفتیم
- شمارهٔ ۲۳۷ — از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
- شمارهٔ ۲۳۸ — روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم