شاه نعمتالله ولی
زندگینامهٔ شاه نعمتالله ولی
سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.
آثار شاه نعمتالله ولی
شعرهای شاه نعمتالله ولی
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ — نعمت الله باز با ما وا رسید
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ — هست هشیار و مست نشناسد
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ — او را به خود نبینی او را به او توان دید
- غزل شمارهٔ ۷۶۱ — آب حیات از لب ساقی به ما رسید
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ — چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ — دولت وصل تو به ما کی رسد
- غزل شمارهٔ ۷۶۴ — جام می گر به دست ما برسد
- غزل شمارهٔ ۷۵۸ — دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد
- غزل شمارهٔ ۷۷۰ — نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
- غزل شمارهٔ ۷۷۱ — به چشم ما جهانی می توان دید
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ — در جهنم خراب می گردد
- غزل شمارهٔ ۷۷۳ — چارپا در پی علف گردد
- غزل شمارهٔ ۷۶۹ — چشمم نورت در این و آن دید
- غزل شمارهٔ ۷۶۸ — چشمم نورت در این و آن دید
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ — در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ — نوریست که آن نور به آن نور توان دید
- غزل شمارهٔ ۷۷۵ — گرد میخانهٔ دل به جان گردید
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ — همه در بحر بیکران غرقند
- غزل شمارهٔ ۷۷۶ — عاشقانی که عشق می بازند
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ — کفر زلف او به ایمان کی دهند
- غزل شمارهٔ ۷۷۷ — جان و جانان هر دو باهم سرخوشند
- غزل شمارهٔ ۷۸۱ — آنها که مقربان شاهند
- غزل شمارهٔ ۷۷۴ — دیده عمری به سر روان گردید
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ — به علی رغم عدو باز زدم جامی چند