طغرل احراری
زاده ۱۲۸۲ – درگذشته ۱۳۳۸ هجری قمری، عینی
زندگینامهٔ طغرل احراری
محمدنقیبخان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار میرسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص میکرد، اما بعدها تخلص طغرل را برگزید. در غزل پیرو بیدل دهلوی و در قصیده پیرو انوری و خاقانی بود. وی پس از پیروزی بولشویکها به آنها پیوست، اما پس از شکست عسکران سرخ از دسته مجاهدینی که آن زمان «باسمهچی» خوانده میشدند، مورد سوء ظن قرار گرفت و در سال ۱۹۱۹ میلادی در دادگاه صحرایی از سوی سربازان ارتش سرخ محاکمه و به اعدام محکوم شد. شعر طغرل پیوند شعر نوی تاجیک پس از فروپاشی فئودالیسم با شعر کهن آن سامان است. علاوه بر دیوان اشعار دو کتاب «گیاه مهر» و «کاروان محبت» از وی به جا مانده است.
آثار طغرل احراری
شعرهای طغرل احراری
- شمارهٔ ۱۹۰ — چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
- شمارهٔ ۱۹۲ — هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمینغبغبش
- شمارهٔ ۱۹۱ — بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
- شمارهٔ ۱۹۳ - شمسالدینجان — شهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
- شمارهٔ ۱۹۵ — اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
- شمارهٔ ۱۹۴ — ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
- شمارهٔ ۱۹۷ — ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
- شمارهٔ ۱۹۶ — هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
- شمارهٔ ۲۰۳ — میکند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
- شمارهٔ ۲۰۴ — تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
- شمارهٔ ۲۰۵ — گر نهای بلبل تو را از صحبت گلها چه حظ؟!
- شمارهٔ ۱۹۸ — چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
- شمارهٔ ۱۹۹ — هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
- شمارهٔ ۲۰۰ — بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
- شمارهٔ ۲۰۱ — دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
- شمارهٔ ۲۰۲ — چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
- شمارهٔ ۲۰۹ — بس که شب تا روز از غم گریهها دارد چراغ
- شمارهٔ ۲۰۸ — تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
- شمارهٔ ۲۱۰ — از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
- شمارهٔ ۲۱۲ — یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
- شمارهٔ ۲۱۱ — ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
- شمارهٔ ۲۰۶ — بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
- شمارهٔ ۲۱۳ — ای شوخ پریوشان آفاق
- شمارهٔ ۲۰۷ — هر کس که دارد یک دلبر فیض