عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- شمارهٔ ۲۵ — دوش از سر لطفی بنشاندست مرا
- شمارهٔ ۲۶ — دوش از برِ خویش سرنگونم میتاخت
- شمارهٔ ۲۸ — دی میشد و دل رها نمیکرد به کس
- شمارهٔ ۲۹ — دوش آمد و گفت: مردمِ دوراندیش
- شمارهٔ ۲۷ — دل دوش ز لعلِ همچو قندش میسوخت
- شمارهٔ ۳۰ — دی گفت: کجا شدی،چنین میباید
- شمارهٔ ۳۱ — دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
- شمارهٔ ۳۲ — امشب بَرِ ما مست که آورد ترا
- شمارهٔ ۳۳ — امشب ز پگاهی به خروش آمدهای
- شمارهٔ ۳۵ — دوش آمد و گفت: ای وطن بگرفته
- شمارهٔ ۳۶ — دوش آمد و گفت: اگر چه کم میآیم
- شمارهٔ ۳۴ — دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
- شمارهٔ ۳۸ — دی گفت: حجب ز پیش برنگرفتم
- شمارهٔ ۳۷ — دی گفت: چو تو صد به زیانی سوزم
- شمارهٔ ۲ — بی موی تونیست موی کس موئی راست
- شمارهٔ ۱ — چون روی تو در همه جهان روی کراست
- شمارهٔ ۵ — ای واقعهٔ عشقِ تو کاری مشکل
- شمارهٔ ۶ — عشقت به هزار پادشاهی ارزد
- شمارهٔ ۷ — ای زلفِ تو صد دامِ ستم افکنده
- شمارهٔ ۴ — در کوی تو آفتاب منزل بگرفت
- شمارهٔ ۱۰ — ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه
- شمارهٔ ۸ — جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت
- شمارهٔ ۹ — زلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندم
- شمارهٔ ۳ — تا روی ز زیرِ پرده بنمودی تو