قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۲۸۹ — به سرو سیمتنی راه بردهام که مپرس
- شمارهٔ ۲۹۱ — در کوی تو فردوس تمنی نکند کس
- شمارهٔ ۲۹۰ — راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
- شمارهٔ ۲۹۲ — شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش
- شمارهٔ ۲۹۶ — دزدم ز بس حدیث ترا از زبان خویش
- شمارهٔ ۲۹۳ — گر کنم گریه به اندازه چشم تر خویش
- شمارهٔ ۲۹۵ — تو و گشت چمن ای گل، من و کاشانه خویش
- شمارهٔ ۲۹۴ — بیگانه گشتهام ز همه مدعای خویش
- شمارهٔ ۲۹۹ — آغشتهام چو پنبه ز خوناب داغ خویش
- شمارهٔ ۳۰۰ — عشقم آتش زد به دل، در دیده مسکن کردمش
- شمارهٔ ۳۰۴ — غم کجا شد که به جان آمدم از شادی خویش
- شمارهٔ ۲۹۸ — دلم خون شد چو دیدم حلقهحلقه گشته گیسویش
- شمارهٔ ۳۰۳ — هستیم با تو بر سر عهد قدیم خویش
- شمارهٔ ۳۰۲ — عشق خواهی، خنده را بر لب کش و دلتنگ باش
- شمارهٔ ۳۰۱ — تا کی چو عاقلان غم ناموس و نام خویش؟
- شمارهٔ ۲۹۷ — کی کنم هرگز شکایت سر ز جور یار خویش
- شمارهٔ ۳۰۵ — مرده را زنده کند چون سخنآراست لبش
- شمارهٔ ۳۰۷ — دیدم به چشم آینه بسیار سوی خویش
- شمارهٔ ۳۰۸ — گیرم ز دل به بادیه غم، سراغ خویش
- شمارهٔ ۳۱۰ — مردم از غیرت، جدا از صحبت اغیار باش
- شمارهٔ ۳۰۹ — نگار من که بود ترک و غمزه چندانش
- شمارهٔ ۳۰۶ — کرد آه من از اثر فراموش
- شمارهٔ ۳۱۲ — عشق، هرکس را ز باغی کرده گل در دامنش
- شمارهٔ ۳۱۱ — دوش آمد ز سفر مژده که یار آمد پیش