قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۹۷ — بازآی که سینهام کباب است
- شمارهٔ ۱۰۱ — وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
- شمارهٔ ۹۹ — هنوز چشم امیدم به رهگذاری هست
- شمارهٔ ۹۸ — آنکه در هر چین زلفش صدمه کنعان گم است
- شمارهٔ ۱۰۰ — خانهام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است
- شمارهٔ ۱۰۳ — تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
- شمارهٔ ۱۰۲ — خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
- شمارهٔ ۱۰۴ — تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
- شمارهٔ ۱۰۸ — رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
- شمارهٔ ۱۱۱ — نیست باکی گر به دستم غنچه سیراب نیست
- شمارهٔ ۱۱۲ — داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
- شمارهٔ ۱۰۵ — هر سر موی من از دود تو در فریادست
- شمارهٔ ۱۰۶ — لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
- شمارهٔ ۱۰۹ — چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
- شمارهٔ ۱۱۰ — طبیب من چه شد گر مهربان نیست؟
- شمارهٔ ۱۰۷ — هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
- شمارهٔ ۱۱۵ — چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
- شمارهٔ ۱۱۴ — دل در برم ز ناله پنهان لبالب است
- شمارهٔ ۱۱۸ — کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
- شمارهٔ ۱۱۶ — شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیست
- شمارهٔ ۱۱۳ — من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکیست
- شمارهٔ ۱۱۹ — پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است
- شمارهٔ ۱۱۷ — ایام بهارست و هوای چمنم نیست
- شمارهٔ ۱۲۰ — مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست