قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۷۹ — آنکه دایم میخراشد سینه ما ناخن است
- شمارهٔ ۷۳ — فتنهجویی ز بت خویش مرا باور نیست
- شمارهٔ ۷۵ — از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست
- شمارهٔ ۷۸ — لیلیاش در دل و گوشش به صدای جرس است
- شمارهٔ ۸۰ — بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست
- شمارهٔ ۷۴ — مرو ز دیده که جام جهاننما اینجاست
- شمارهٔ ۷۷ — عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیست
- شمارهٔ ۷۶ — به گریه سحر و آه شب دلم شادست
- شمارهٔ ۸۳ — خطش را کس به جز من مبتلا نیست
- شمارهٔ ۸۶ — هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
- شمارهٔ ۸۸ — گشادی طره و مشک ختن سوخت
- شمارهٔ ۸۴ — شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت
- شمارهٔ ۸۲ — نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است
- شمارهٔ ۸۵ — از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
- شمارهٔ ۸۷ — باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
- شمارهٔ ۸۱ — از غم نمیخورد دل اهل جنون شکست
- شمارهٔ ۹۳ — دوران نگر که سینهاش از کینه صاف نیست
- شمارهٔ ۹۶ — غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
- شمارهٔ ۹۱ — زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
- شمارهٔ ۹۴ — مرا چو لاله ز بخت سیه رهایی نیست
- شمارهٔ ۹۲ — جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
- شمارهٔ ۸۹ — نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
- شمارهٔ ۹۵ — ز بوی او به دل غنچه ارمغانی هست
- شمارهٔ ۹۰ — تا آفت غم لازمه طبع شراب است