محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۴۱۳ — شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدم
- شمارهٔ ۴۱۴ — به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
- شمارهٔ ۴۱۱ — به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
- شمارهٔ ۴۰۸ — ز لطف و قهر او در خنده های گریهآلودم
- شمارهٔ ۴۰۹ — باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدم
- شمارهٔ ۴۱۵ — ساز خروش کرده دل ناز پرورم
- شمارهٔ ۴۱۰ — چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدم
- شمارهٔ ۴۱۲ — با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
- شمارهٔ ۴۲۰ — به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارم
- شمارهٔ ۴۲۱ — من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
- شمارهٔ ۴۲۲ — خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم
- شمارهٔ ۴۱۶ — اگر میبینمت با غیر غیرت میکشد زارم
- شمارهٔ ۴۲۳ — من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
- شمارهٔ ۴۱۷ — به صلح یار در هر انجمن میخواند اغیارم
- شمارهٔ ۴۱۹ — من آنم که جز عشق کاری ندارم
- شمارهٔ ۴۱۸ — ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارم
- شمارهٔ ۴۲۵ — ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
- شمارهٔ ۴۲۷ — کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
- شمارهٔ ۴۲۴ — به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
- شمارهٔ ۴۲۸ — رسید نغمهای از بادهنوشی تو به گوشم
- شمارهٔ ۴۳۱ — به فنا بنده رهی میدانم
- شمارهٔ ۴۲۶ — افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
- شمارهٔ ۴۲۹ — گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
- شمارهٔ ۴۳۰ — به دشمن یارئی در قتل خود از یار میفهمم