محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۴۳۳ — دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم
- شمارهٔ ۴۳۴ — بس که همیشه در غمت فکر محال میکنم
- شمارهٔ ۴۳۲ — من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنم
- شمارهٔ ۴۳۵ — زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم
- شمارهٔ ۴۳۸ — دل خود را هنوز اندر تمنای تو میبینم
- شمارهٔ ۴۳۶ — گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم
- شمارهٔ ۴۳۷ — ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک میبینم
- شمارهٔ ۴۳۹ — از سر کوی تو با صدگونه سودا میروم
- شمارهٔ ۴۴۱ — مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شوم
- شمارهٔ ۴۴۰ — گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا میروم
- شمارهٔ ۴۴۴ — خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم
- شمارهٔ ۴۴۳ — وصل کو تا بینیاز از وصل آن دلبر شوم
- شمارهٔ ۴۴۲ — کو دل که محو نرگس جادوفنت شوم
- شمارهٔ ۴۴۵ — مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم
- شمارهٔ ۴۴۶ — منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم
- شمارهٔ ۴۴۷ — تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم
- شمارهٔ ۴۵۵ — چو نتوانم به مردم قصه آن بیوفا گویم
- شمارهٔ ۴۴۸ — به من حیفست شمشیر سیاستدار عبرت هم
- شمارهٔ ۴۴۹ — آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم
- شمارهٔ ۴۵۲ — بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم
- شمارهٔ ۴۵۴ — همچو شمع از مجلست گریان و سوزان میرویم
- شمارهٔ ۴۵۳ — تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
- شمارهٔ ۴۵۰ — بس که ما از روی رسوایی نقاب افکندهایم
- شمارهٔ ۴۵۱ — ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیم