شاه نعمتالله ولی
زندگینامهٔ شاه نعمتالله ولی
سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.
آثار شاه نعمتالله ولی
شعرهای شاه نعمتالله ولی
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — آئینهٔ ذات عین ذاتست
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — دنیی دون بی وفا هیچست
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — دل به دنیا مده که آن هیچست
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — بشنو معانئی که بیان ولایتست
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — انسان کاملست که او کون جامعست
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — هرچه او می دهد همه داده است
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — دوای درد دل ای یار دردست
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — دامن دلبر اگر آری به دست
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — از خرابات می رسم سرمست
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — دل ما در هوای الوند است
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — عاشقانه به عشق او سرمست
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — نوش بادا مرا شراب الست
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — آمد ز درم نگار سرمست
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — نور او در جمله اشیاء ظاهر است
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — چه غم دارم چو یارم غمگسار است
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر است
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمست
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — سریر سلطنت عشق بر سر دار است
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — خواجه گرچه بود عمری بت پرست
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — منم آن رند عاشق سرمست
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — هر که باشد همچو سید حق پرست