شاه نعمتالله ولی
زندگینامهٔ شاه نعمتالله ولی
سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.
آثار شاه نعمتالله ولی
شعرهای شاه نعمتالله ولی
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ — دامن از تردامنان جان پدر باید کشید
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ — نیمشب ماه ما هویدا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ — واحدی در کثیر پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ — سنبل زلف او پریشان شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ — از احد احمد آشکارا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۴ — آفتابی به ماه پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ — سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ — هر که او آشنای سلطان شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ — به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ — به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ — مه ز برج شرف چو طالع شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۰ — بلبل جان چو ساکن تن شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۷ — به جز میخانه جای ما نباشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ — عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ — بحر عشقش را کران پیدا نشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ — عشق او با جان ما پیوسته شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۸ — وجود صورت و معنی ز جود ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ — گر نه او یار غار ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ — همه عالم فدای ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ — گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ — همه عالم خیال او باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ — هر که را شیخ آن چنان باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ — به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ — به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشد