شاه نعمتالله ولی
زندگینامهٔ شاه نعمتالله ولی
سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.
آثار شاه نعمتالله ولی
شعرهای شاه نعمتالله ولی
- غزل شمارهٔ ۴۷۰ — بیا ای یار و بر اغیار میخند
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ — در رحمت خدا به ما بگشود
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ — عاشقانی که در جهان باشند
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ — دولتی خوش خدا به ما بخشید
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ — دیدهٔ ما چو روی او بیند
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ — چشم ما روشن به نور او بود
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ — هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
- غزل شمارهٔ ۴۷۷ — آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ — روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۰ — قطره و دریا همه از ما بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ — بحر ما دریای بی پایان بود
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ — کون جامع جامع اسما بود
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ — آبروی ما ز چشم ما بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ — هر که چون ما غرقهٔ دریا بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ — هرکه را ذوقش به سوی ما بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ — بحر ما دریای بی پایان بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ — جان بی جانان تن بی جان بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ — عقل کل در عشق سرگردان بود
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ — خوش بود دردی که درمان او بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ — نقل ما چون نقد سرمستان بود
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ — دل که بی دلبر بود بی جان بود
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ — هرچه آید در نظر چون او بود
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ — جان بی جانان تن بی جان بود
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ — حاصلم از دین و دنیا او بود