شاه نعمتالله ولی
زندگینامهٔ شاه نعمتالله ولی
سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.
آثار شاه نعمتالله ولی
شعرهای شاه نعمتالله ولی
- غزل شمارهٔ ۶۱۹ — ما انا الحق از فنا خواهیم زد
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ — ساز عشقش نوای دل سازد
- غزل شمارهٔ ۶۱۵ — نور با نور خوش در آویزد
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ — اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد
- غزل شمارهٔ ۶۲۰ — عاشقی کو هوای ما دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۱ — هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد
- غزل شمارهٔ ۶۱۸ — آتشی در دل است و جان سوزد
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ — چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد
- غزل شمارهٔ ۶۲۸ — هر کجا ساغری است می دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۶ — بستهٔ بند بلای تو نجاتی دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ — هوای درد بی درمان که دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۷ — هر که از اهل کمال است جلالی دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۵ — پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ — عالم از نام او نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۲ — چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ — می خمخانهٔ ما مستی دیگر دارد
- غزل شمارهٔ ۶۳۳ — یاری که خیال دوست دارد
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ — پادشاهی گدای او دارد
- غزل شمارهٔ ۶۳۴ — صاحبنظری کو که جهان درنظر آرد
- غزل شمارهٔ ۶۳۲ — هر کس که هوای ما ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ — گوئیا چشم ابر می خارد
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ — گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
- غزل شمارهٔ ۶۳۶ — عقل از اینجا بی خبر او ره به بالا کی برد
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ — هر که او عاشق است جان دارد