قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۲۹ — در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
- شمارهٔ ۲۶ — چند سوزد برق غم مشتی خس و خاشاک را
- شمارهٔ ۳۱ — شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
- شمارهٔ ۳۰ — میزند نشتر تدبیر شب و روز مرا
- شمارهٔ ۳۲ — برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
- شمارهٔ ۲۷ — ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا
- شمارهٔ ۲۸ — به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
- شمارهٔ ۲۵ — چو نمیکنی نگاهی به ستم مران خدا را
- شمارهٔ ۳۸ — به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
- شمارهٔ ۳۹ — پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را
- شمارهٔ ۳۶ — فسون نالهام شب بسته خواب پاسبانش را
- شمارهٔ ۳۷ — تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
- شمارهٔ ۴۰ — سخن ز غیر مپرسید بینوایی را
- شمارهٔ ۳۵ — خط تو سرمه کشد دیده تمنا را
- شمارهٔ ۳۳ — لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما
- شمارهٔ ۳۴ — منم که داغ دلم دشمن است مرهم را
- شمارهٔ ۴۸ — نهادی بر سر شوریدگان داغ
- شمارهٔ ۴۲ — بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا
- شمارهٔ ۴۴ — دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت ما
- شمارهٔ ۴۳ — آه سحر نتیجه شرر میدهد مرا
- شمارهٔ ۴۷ — چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
- شمارهٔ ۴۵ — گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
- شمارهٔ ۴۶ — چیزی نشد معلوم من از صحبت فرزانهها
- شمارهٔ ۴۱ — رغیرتم پوشیده از چشم بدان، خوب مرا