رباعیات — دیوان اشعار سلیم تهرانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — یخ بسته جهان ز بس ز تأثیر هوا
- شمارهٔ ۳ — ای ابر، به گلزار تمنا بازآ
- شمارهٔ ۴ — خواجه نکند نظر به سوی حلوا
- شمارهٔ ۶ — تا چند به هر بزم که می خوانندت
- شمارهٔ ۵ — می آیی و مطلب دل این بود، بیا
- شمارهٔ ۷ — ای کرده جفای آسمان دلگیرت
- شمارهٔ ۹ — میخانه طرب خیز چو طبع مست است
- شمارهٔ ۸ — دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
- شمارهٔ ۲ — در دل همه در گره گشایی ست خدا
- شمارهٔ ۱۰ — ای بلبل خوش نغمه، مکان تو کجاست
- شمارهٔ ۱۵ — این عشق که برق عافیت پرداز است
- شمارهٔ ۱۱ — حاسد که همه دعوی لافش پوچ است
- شمارهٔ ۱۷ — دیگر ز بهار، شورش مرغان است
- شمارهٔ ۱۳ — حال دلم از طرز نوایم پیداست
- شمارهٔ ۱۲ — تشویش سفر با دل ناشاد بد است
- شمارهٔ ۱۶ — بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است
- شمارهٔ ۱۴ — ماییم که داغ دل ما ناسور است
- شمارهٔ ۱۹ — رخشت که دمش علامت چوگان است
- شمارهٔ ۱۸ — مال دنیا که منعمان را جان است
- شمارهٔ ۲۲ — دیگر ز چمن خرمی اخراج شده ست
- شمارهٔ ۲۴ — امشب که فلک در پی عشرت سازی ست
- شمارهٔ ۲۳ — با من بخت سیاه در بدمهری ست
- شمارهٔ ۲۵ — ای دل چه نشسته ای که فرصت نفسی ست
- شمارهٔ ۲۱ — ابروی تو از غمزه دگر پر گره است
- شمارهٔ ۲۰ — ماییم و دلی که دایم از غم خون است
- شمارهٔ ۲۷ — ای خواجه ترا ضعیفی از پیری نیست
- شمارهٔ ۲۸ — عارف که به سعی خویش از دنیا رفت
- شمارهٔ ۲۹ — دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
- شمارهٔ ۳۰ — بی جذبه ی دوستان ز جا نتوان رفت
- شمارهٔ ۲۶ — از گریه ی ماست هرکجا طوفانی ست
- شمارهٔ ۳۲ — نوروز شد و زد به گلستان ز فرح
- شمارهٔ ۳۱ — در بحر نیابد اگر از فیض تو قوت
- شمارهٔ ۳۳ — جمعند در انجمن چو ارباب عناد
- شمارهٔ ۳۴ — ای غمزه ی تو نهاده رسم بیداد
- شمارهٔ ۳۷ — عید تو به سامان ز طرب سازی باد
- شمارهٔ ۳۶ — نوروز تو از گل به قدح سازی باد
- شمارهٔ ۳۵ — عید تو همیشه در طرب سازی باد
- شمارهٔ ۳۸ — ایزد ما را ز لطف چون جان می داد
- شمارهٔ ۳۹ — چون حرف تب تو در میان می افتد
- شمارهٔ ۴۱ — ای آن که مسیح آنچه مجمل دارد
- شمارهٔ ۴۰ — کو ساقی، تا ره مروت سپرد
- شمارهٔ ۴۷ — آن بلبل مستم که خروشم بردند
- شمارهٔ ۴۸ — الماس به زخم دل فگاران ریزند
- شمارهٔ ۴۲ — در صبر اگرچه دل رسایی دارد
- شمارهٔ ۴۳ — بی تاب و تبم چو شمع تن می میرد
- شمارهٔ ۴۴ — دیگر به چمن نغمه ی مرغان سرشد
- شمارهٔ ۴۵ — درهم دلم از بودن شهر و ده شد
- شمارهٔ ۴۶ — از شوق تو خون در دل گل می جوشد
- شمارهٔ ۴۹ — جمعی که به هند رانده از ایرانند
- شمارهٔ ۵۷ — ای اهل سخن از کرمت شکرگزار
- شمارهٔ ۵۴ — صبح است و نوای بلبلی می آید
- شمارهٔ ۵۵ — هرکس درِ کینه زد، دلآزاری دید
- شمارهٔ ۵۲ — ای خواجه ترا چه پیرهن می باید؟
- شمارهٔ ۵۰ — در خانه مرا نه بیم ماند و نه امید
- شمارهٔ ۵۳ — در باغ، رخت چو سوی گل می آید
- شمارهٔ ۵۶ — عید است، دکان زهد را تخته کنید
- شمارهٔ ۵۱ — ماییم درین گلشن پر بیم و امید
- شمارهٔ ۶۲ — تا شد مه من سرو گلستان طبش
- شمارهٔ ۶۱ — ای بزم ترا ساغر می مجمره سوز
- شمارهٔ ۶۳ — بر خواجه ببین و قامت و رفتارش
- شمارهٔ ۶۵ — تا بلبل طبع دارد آهنگ غزل
- شمارهٔ ۶۴ — ای از کرم تو بخل دایم در تنگ
- شمارهٔ ۵۸ — چون چشم حسود است جهان برمن شور
- شمارهٔ ۵۹ — افسوس که از شورش این بحر خطیر
- شمارهٔ ۶۰ — غیر از تو، حریفان همه ای حضرت میر
- شمارهٔ ۶۷ — دارم ز غم تو صد فغان اندر دل
- شمارهٔ ۷۳ — خود را چه اسیر غم ایام کنم؟
- شمارهٔ ۷۰ — ای شاخ گل این حسن قبولت نازم
- شمارهٔ ۶۶ — باغی دارم همچو بهشت ای بلبل
- شمارهٔ ۷۱ — از صحبت آن رشک ملک می ترسم
- شمارهٔ ۷۲ — ای حاصل دور سال و ماه عالم
- شمارهٔ ۶۹ — در عشق کجا دمی به عشرت بودم؟
- شمارهٔ ۶۸ — تا افتادی ز صدر زین، ناشادم
- شمارهٔ ۷۴ — دستی به چمن دراز بر گل نکنم
- شمارهٔ ۷۵ — نه دل که چو گل به پیش یاری داریم
- شمارهٔ ۷۶ — ما حاصل شاخسار خشکی داریم
- شمارهٔ ۸۱ — تا آمدن تو شوق را گشت یقین
- شمارهٔ ۷۹ — در وادی عشق، شعله خس پوش مکن
- شمارهٔ ۷۷ — ای آنکه ترا مدح و ثنا می گویم
- شمارهٔ ۷۸ — آسوده نه ایم یک زمان از رفتن
- شمارهٔ ۸۰ — زان طرف کله چو کاکل آید بیرون
- شمارهٔ ۸۳ — ای آن که معانی ز تو محتاج شده
- شمارهٔ ۸۶ — هرگز نرسانیده سعادتمندی
- شمارهٔ ۸۴ — مهری به دلم چو نور در باصره ای
- شمارهٔ ۸۵ — از تندی مرکب نه ز زین افتادی
- شمارهٔ ۸۷ — ای ساغر می اگر گهر می بودی
- شمارهٔ ۸۹ — از یک طرف آشنا و غیری داری
- شمارهٔ ۸۲ — با هم دو برادر سیه فام ببین
- شمارهٔ ۸۸ — ای غیر که همچون مژه از گریه تری
- شمارهٔ ۹۰ — این پیکر زرین که جهان گشته بسی
- شمارهٔ ۹۲ — از شورش دریاست دلم غمخورکی
- شمارهٔ ۹۴ — چون شعله ز خویش باش افروختنی
- شمارهٔ ۹۳ — ای دشمن اهل سخن از بی سخنی
- شمارهٔ ۹۱ — گه منع کنندم ز غم مشتاقی