شاه نعمتالله ولی
زندگینامهٔ شاه نعمتالله ولی
سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.
آثار شاه نعمتالله ولی
شعرهای شاه نعمتالله ولی
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — عاشقی جان را به جانان داد و رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — نعمت الله جان به جانان داد و رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — گرد و خاک ما روان بر باد رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — یار ما زاری ما نشنید و رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — نعمت الله جان به جانان داد و رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — عاشقی جان را به جانان داد و رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — یار ما رفت گوییا جان رفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — رند سرمستی ز پا افتاد و رفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ — عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ — عشق دلبر در دل ما جا گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ — تا که سودای خیالش در سُویدا جا گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ — نور چشم عالمی بر دیدهٔ ما جا گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ — تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۴۲ — سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ — چشم مستش گوشه ای از ما گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ — آتش عشقش خوشی در ما گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ — شهرت ذوق ما جهان بگرفت
- غزل شمارهٔ ۴۴۳ — آفتاب رخش جهان بگرفت
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ — عشق سلطان ما جهان بگرفت
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ — سید ما بر درش مأوا گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ — گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت