اشعار عربی — دیوان اشعار ابن یمین
ابن یمین فریومدی / دیوان اشعار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ٢ - ترجمه — همچو صبح آمد رسولت پیش من پس باز شد
- شمارهٔ ٣ - ایضاً — ثلاث هن فی البطیخ فضل
- شمارهٔ ١ — کالصبح أتانی رسولک فانجلی
- شمارهٔ ۴ - ترجمه — سه وصف آن ستودست در خربزه
- شمارهٔ ۵ - ایضاً — و ان امرء لاقی الهوان بارضه
- شمارهٔ ٧ - ایضاً — یقولون فی البستان للعین لذه
- شمارهٔ ١١ - ایضاً — أیها الناس أفشئو السلام
- شمارهٔ ٩ - ایضاً — لعمرک ما کل الرجاء لصادق
- شمارهٔ ١٢ - ترجمه — در بذل طعام کوش و افشای سلام
- شمارهٔ ۶ - ترجمه — در شهر خویش هرکه مذلت همیکشد
- شمارهٔ ٨ - ترجمه — می در میان سفره و گل بر کنار آب
- شمارهٔ ١٠ - ترجمه — بدوستی که نیاید امیدها همه راست
- شمارهٔ ١٣ - ایضاً — و ذی سفه یواجهنی بجهل
- شمارهٔ ١۵ - ایضاً — اذا هبت ریاحک فاغتنمها
- شمارهٔ ١٩ - ایضاً — ولم أدخل الحمام من أجل زینه
- شمارهٔ ١٧ - ایضاً — اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
- شمارهٔ ١۶ - ترجمه — چون جست باد دولت تو مغتنم شمار
- شمارهٔ ١۴ - ترجمه — با من سفیه کرد سفاهت ز جهل خویش
- شمارهٔ ٢٠ - ترجمه — مرا گریه چشم کافی چو نیست
- شمارهٔ ١٨ - ترجمه — چو دنیا کند با تو بخشش تو نیز
- شمارهٔ ٢۵ - ایضاً — لا تودع السر الا عندذی کرم
- شمارهٔ ٢۶ - ترجمه — نزد کریم راز ودیعت اگر نهی
- شمارهٔ ٢٣ - ایضاً — احل العراقی النبید و شربه
- شمارهٔ ٢١ - ایضاً — تقوس بعد بعد الدهر ظهری
- شمارهٔ ٢٧ - ایضاً — شیئان یغجر ذوالرصاصه عنهما
- شمارهٔ ٢۴ - ترجمه — حلال داشت عراقی نبید و شربش را
- شمارهٔ ٢٨ - ترجمه — عاجز شدست رای خردمند از دو چیز
- شمارهٔ ٢٢ - ترجمه — کمانآسا شد این قد چو تیرم
- شمارهٔ ٣٢ - ترجمه — پیش ازین گر دوستی رفتی بپیش دوستی
- شمارهٔ ٣٣ - ایضاً — لئن عشت و الایام اعطنی المنی
- شمارهٔ ٣۴ - ترجمه — گر بمانیم زنده بر دوزیم
- شمارهٔ ٣۵ - ایضاً — بنت کرم ابکارها امها
- شمارهٔ ٣۶ - ترجمه — دختر رز را جدا کردند از مادر بزجر
- شمارهٔ ٣١ - ایضاً — و کان الصدیق یزور صدیق
- شمارهٔ ٣٠ - ترجمه — هر ناصحی که بود ز من خواست توبه ئی
- شمارهٔ ٢٩ - ایضاً — تجاوز منی توبه کل ناصح
- شمارهٔ ٣٧ - ایضاً — اذا غدا ملک فی اللهو مشتغلا
- شمارهٔ ۴٢ - ترجمه — مردی که صلاح خود نداند در کار
- شمارهٔ ۴٣ - ایضاً — یارب ان لم یکن فی وصله طمع
- شمارهٔ ٣٨ - ترجمه — هر پادشه که روی بلهو و طرب نهاد
- شمارهٔ ۴١ - ایضاً — اذا المرء لم یعرف مصالح نفسه
- شمارهٔ ٣٩ - ایضاً — رایت العلم یرفع فی السمو
- شمارهٔ ۴۴ - ترجمه — کردگار اگر طمع نتوان بوصلش داشتن
- شمارهٔ ۴٠ - ترجمه — علم را دیدم و تواضع را
- شمارهٔ ۴۵ - ایضاً — تحنیت ان یحیی ولم تر حاسدا
- شمارهٔ ۴۶ - ترجمه — از حسد نا اهلم ار گوید بدی
- شمارهٔ ۴٩ - ایضاً — فلا تفرح و لا تحزن بحال
- شمارهٔ ۴٧ - ایضاً — لا تصحبن لئام الناس ان لهم
- شمارهٔ ۵٢ - ترجمه — ترا ایزد چو بر دشمن ظفر داد
- شمارهٔ ۵٠ - ترجمه — بحذر از بلا مجوی خلاص
- شمارهٔ ۵١ - ایضاً — اذا أمکنت فرصه فی العدو
- شمارهٔ ۴٨ - ترجمه — پرهیز کن ز صحبت اصحاب لوم از آنک
- شمارهٔ ۵٨ - ترجمه — هر حاکمی که مذهب ظلم آیدش پسند
- شمارهٔ ۵٣ - ایضاً — قیل لی أنت أفضل الناس طرا
- شمارهٔ ۵٩ - ایضاً — المت فحیت ثم قامت فودعت
- شمارهٔ ۵۵ - ایضاً — اعز الناس نفسا من تراه
- شمارهٔ ۵٧ - ایضاً — اذا ظالم لیستحسن الظلم مذهبه
- شمارهٔ ۵۶ - ترجمه — آنکس بود عزیزتر اندر جهان که او
- شمارهٔ ۵۴ - ترجمه — مرا چه گفت یکی گفت در زمانه توئی
- شمارهٔ ۶٠ - ترجمه — فرود آمد درودم داد و برخاست
- شمارهٔ ۶٧ - ملمع — اذا عانقت للتودیع سلمی
- شمارهٔ ۶۴ - قطعه — اذا عدت نحو الآل و الکیس مترع
- شمارهٔ ۶۵ - ایضاً — الهی انت خلاق البرایا
- شمارهٔ ۶٨ - ایضاً — عاشقان دیدار جانان خواستند
- شمارهٔ ۶١ - ملمع — حاکم ما ز فرط بد نفسی
- شمارهٔ ۶٣ - ترجمه — ای آنکه میبرد بسفر ناقه ترا
- شمارهٔ ۶٢ - قطعه — یا ایها الرجل الذی تهوی به
- شمارهٔ ۶۶ - ایضاً — تزهدت فی الدنیا الدنیه کلها
- شمارهٔ ٧۴ - ایضاً — آتیک یا مولای بالامس زایرا
- شمارهٔ ٧٣ - ایضاً — لقد بعث الرسول لزجرقوم
- شمارهٔ ٧٢ - ایضاً — اذ سیلت السحب سجال المطر
- شمارهٔ ٧۵ - قطعه ملمع — فدیتک صاحبی بلغ سلامی
- شمارهٔ ٧٠ - ترجمه — قدوه اهل فضائل زبده آزادگان
- شمارهٔ ۶٩ - ایضاً قطعه — ایا ای کریم الناس ان کنت تبتغی
- شمارهٔ ٧١ - ملمع — قد اشرقت القلوب بالانوار
- شمارهٔ ٧۶ - قطعه — فدت نفسی و ما تهواه مالی
- شمارهٔ ٧٩ - قطعه — الا ان فعل المرء فی کل حاله
- شمارهٔ ٧٨ - ایضاً — أخلائی أنبئکم جمیعا
- شمارهٔ ٧٧ - ایضاً ملمع — خداوندا به حق ان کرامت