رباعیات — دیوان اشعار ادیب صابر
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — با باغ گل و باده گلگون ما را
- شمارهٔ ۳ — آخر برسد به صبح صادق شب ما
- شمارهٔ ۲ — ساقی چو به من دهد می گلگون را
- شمارهٔ ۹ — جانا لب و غمزه تو نوش و نیش است
- شمارهٔ ۱۰ — دلبر که به کام دل سفر کرد و برفت
- شمارهٔ ۴ — ای روز تو را وثاق در منزل شب
- شمارهٔ ۷ — تا نرگس چشم تو زبونم کرده است
- شمارهٔ ۶ — از غمزه تو تیر بلا پیکان یافت
- شمارهٔ ۵ — ای مایه هر لطافت ای در خوشاب
- شمارهٔ ۸ — از فرقت دلبر دل ناشادم هست
- شمارهٔ ۱۱ — چون گردش آسمان نکوخواه من است
- شمارهٔ ۱۲ — گیرم که تو را نعمت صد پرویز است
- شمارهٔ ۱۳ — روز از رخ تو به روشنایی پیوست
- شمارهٔ ۱۴ — ای بی تو نخفته من شبی خواب دوست
- شمارهٔ ۱۵ — برخاست دلم چو دوست عهدم بشکست
- شمارهٔ ۱۸ — از جود حدیث حاتم طی مانده ست
- شمارهٔ ۱۷ — خورشید که یاقوت گری کرد نخست
- شمارهٔ ۱۶ — دل تنگم از آنک هر چه خواهم آن نیست
- شمارهٔ ۱۹ — از فعل بد دشمن و عهد بد دوست
- شمارهٔ ۲۲ — چون عشق تو عقل را گریبان بگرفت
- شمارهٔ ۲۴ — در تو نگرم که هر که در تو نگرد
- شمارهٔ ۲۶ — هجر تو وباست هر کجا بر گذرد
- شمارهٔ ۲۳ — چون نیست در این زمانه سودی ز خرد
- شمارهٔ ۲۵ — تا بر سر من قیامت عشق رسید
- شمارهٔ ۲۷ — تا باد عتاب تو به من روی نهاد
- شمارهٔ ۲۰ — چون با دل تو نیست وفا در یک پوست
- شمارهٔ ۲۱ — گفتم که به عاشقی نشاید پیوست
- شمارهٔ ۲۹ — گر هیچ دلم به دلبری نگراید
- شمارهٔ ۳۳ — گل رنگ ز روی لاله رنگ توبرد
- شمارهٔ ۳۲ — تا از خط مشکین توام هجر افتاد
- شمارهٔ ۳۵ — گرچه غم تو رخم به خون می شوید
- شمارهٔ ۳۴ — پر نور شود دیده چو در می نگرد
- شمارهٔ ۲۸ — روی تو روایت همه از نور کند
- شمارهٔ ۳۱ — آن بت که به رخسار بهار آراید
- شمارهٔ ۳۰ — روی تو به چشم آتش بی دود نمود
- شمارهٔ ۳۸ — با حادثه دهر چه روباه و چه شیر
- شمارهٔ ۳۷ — سبزی و چو سبزه آبدار ای دلبر
- شمارهٔ ۳۹ — آن مرکب آب مادر خاک پدر
- شمارهٔ ۴۰ — افتادن دندان تو ای بدر منیر
- شمارهٔ ۴۲ — ای حق رخت فریضه در گردن روز
- شمارهٔ ۴۱ — گر چنگ تو نیست بلبل ای چنگ نواز
- شمارهٔ ۴۳ — ای روز و شب از زلف و رخت یافته ساز
- شمارهٔ ۳۶ — آن بت که همی وعده مجازی دارد
- شمارهٔ ۴۵ — گر شب چو دراز گردد ای مایه ناز
- شمارهٔ ۴۶ — مرغی که چو ماهیش به آب است نیاز
- شمارهٔ ۵۱ — تا کرد مرا گذر سماع تو به سمع
- شمارهٔ ۵۰ — هر چند بود مردم دانا درویش
- شمارهٔ ۴۸ — گفتم که یک امروز دل من بفروز
- شمارهٔ ۴۷ — از دیدن خلق، دیده بی دوست بدوز
- شمارهٔ ۴۴ — ای روز سپید را به روی تو نیاز
- شمارهٔ ۴۹ — رای طربم نیست ز رای سفرش
- شمارهٔ ۵۳ — آن باده که من کشیدم از جام فراق
- شمارهٔ ۵۹ — ای ترک چو گل بخند و چون سرو ببال
- شمارهٔ ۵۶ — روی تو ز خورشید همی دارد ننگ
- شمارهٔ ۵۵ — ای خواب شبم برده به زلف شب رنگ
- شمارهٔ ۵۸ — رخسار تو را به تحفه نپسندم دل
- شمارهٔ ۵۲ — بی روی تو ای رشک گل و طیره باغ
- شمارهٔ ۵۷ — دلبر که بدو بود مرا مرهم دل
- شمارهٔ ۵۴ — ای تعبیه حسن تو جوق از پس جوق
- شمارهٔ ۶۴ — هر چند درآب دیده غرق است تنم
- شمارهٔ ۶۶ — آن به که شب و روز به می پیوندیم
- شمارهٔ ۶۲ — هم رنگ عقیق است لب جانانم
- شمارهٔ ۶۱ — دارم سر آن کز خط تو سر نکشم
- شمارهٔ ۶۷ — تا آتش عشق تو به دل ره دادم
- شمارهٔ ۶۵ — چون یاد تو را در دل پر خون آرم
- شمارهٔ ۶۰ — ای گنبد بر رفته ز تو پست شدم
- شمارهٔ ۶۳ — چون آتش اگرچه از هوا برگذریم
- شمارهٔ ۷۲ — رویت نه می است و عقل بگریزد از او
- شمارهٔ ۷۴ — گر داد جفای روزگار ای دلخواه
- شمارهٔ ۷۵ — آن شب که ز من جدا شدی ای دلخواه
- شمارهٔ ۶۸ — ای تو سبب شفا و بیماری من
- شمارهٔ ۶۹ — گشته است زبی خوابی و رنج و تب من
- شمارهٔ ۷۰ — ای عشق دلم تو خسته ای مرهم کو
- شمارهٔ ۷۱ — دف زن صنمی که سوختم در تف او
- شمارهٔ ۷۳ — زلفی است تو را که عاشقی زاید از او
- شمارهٔ ۸۱ — با چرخ مدور به جفا مقرونی
- شمارهٔ ۷۶ — چشمم ز تو شکر کرد بر بینایی
- شمارهٔ ۷۷ — هستم ز جفای دوست در هر بابی
- شمارهٔ ۷۸ — از بس که کنی ده دلی و ده رایی
- شمارهٔ ۸۰ — تا غایبی از چشم من ای بینایی
- شمارهٔ ۷۹ — گر هیچ به چشم یارم آزرمستی