رباعیات — خیام
این متن رباعیات خیام مطابق انتخاب و تصحیح محمدعلی فروغی و دکتر قاسم غنی است.
فهرست شعرها
- رباعی شمارهٔ ۶ — ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب
- رباعی شمارهٔ ۸ — ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
- رباعی شمارهٔ ۵ — هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
- رباعی شمارهٔ ۲ — چون عهده نمیشود کسی فردا را
- رباعی شمارهٔ ۷ — آن قصر که جمشید در او جام گرفت
- رباعی شمارهٔ ۴ — گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را
- رباعی شمارهٔ ۱ — برخیز بُتا، بیا ز بهر دل ما
- رباعی شمارهٔ ۳ — قرآن که مهین کلام خوانند آن را
- رباعی شمارهٔ ۹ — اکنون که گل سعادتت پربار است
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — امروز تو را دسترس فردا نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — ای دل! چو زمانه میکند غمناکت
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — ای آمده از عالم روحانی تفت
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — این کوزه چو من عاشقِ زاری بودهست
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — این کهنه رباط را که عالم نام است
- رباعی شمارهٔ ۲۳ — ترکیب طبایع چو به کام تو دمیست
- رباعی شمارهٔ ۲۱ — تا چند زنم به روی دریاها خشت
- رباعی شمارهٔ ۲۴ — چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْت
- رباعی شمارهٔ ۱۹ — بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است
- رباعی شمارهٔ ۱۸ — این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
- رباعی شمارهٔ ۲۰ — پیش از من و تو لیل و نهاری بودهست
- رباعی شمارهٔ ۲۲ — ترکیبِ پیالهای که در هم پیوست
- رباعی شمارهٔ ۳۰ — خاکی که به زیر پای هر نادانیست
- رباعی شمارهٔ ۲۶ — چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت
- رباعی شمارهٔ ۲۷ — چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
- رباعی شمارهٔ ۲۵ — چون بلبل مست راه در بستان یافت
- رباعی شمارهٔ ۳۲ — در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۱ — دارنده چو ترکیب طبایع آراست
- رباعی شمارهٔ ۲۹ — چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
- رباعی شمارهٔ ۲۸ — چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
- رباعی شمارهٔ ۳۷ — ساقی گل و سبزه بس طربناک شدهست
- رباعی شمارهٔ ۳۴ — در دایرهای که آمد و رفتن ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۹ — فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
- رباعی شمارهٔ ۴۰ — گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْتهست
- رباعی شمارهٔ ۳۳ — در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفت
- رباعی شمارهٔ ۳۸ — عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
- رباعی شمارهٔ ۳۶ — دریاب که از روح جدا خواهی رفت
- رباعی شمارهٔ ۳۵ — در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
- رباعی شمارهٔ ۴۶ — می لعل مذاب است و صراحی کان است
- رباعی شمارهٔ ۴۴ — مهتاب به نور دامن شب بشکافت
- رباعی شمارهٔ ۴۷ — می نوش که عمر جاودانی این است
- رباعی شمارهٔ ۴۸ — نیکی و بدی که در نهاد بشر است
- رباعی شمارهٔ ۴۲ — گویند مرا که دوزخی باشد مست
- رباعی شمارهٔ ۴۳ — من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
- رباعی شمارهٔ ۴۵ — میخوردن و شادبودن، آیینِ من است
- رباعی شمارهٔ ۴۱ — گویند کسان بهشت با حور خوش است
- رباعی شمارهٔ ۵۶ — آنها که کهن شدند و اینها که نُوَند
- رباعی شمارهٔ ۵۰ — هر ذره که در خاک زمینی بودهست
- رباعی شمارهٔ ۴۹ — در هر دشتی که لالهزاری بودهست
- رباعی شمارهٔ ۵۲ — یک جرعهٔ می ز ملک کاووس به است
- رباعی شمارهٔ ۵۵ — آن را که به صحرای علل تاختهاند
- رباعی شمارهٔ ۵۱ — هر سبزه که بر کنار جویی رستهست
- رباعی شمارهٔ ۵۴ — آنان که محیط فضل و آداب شدند
- رباعی شمارهٔ ۵۳ — چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
- رباعی شمارهٔ ۵۷ — آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
- رباعی شمارهٔ ۵۸ — آرند یکی و دیگری بربایند
- رباعی شمارهٔ ۶۲ — افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
- رباعی شمارهٔ ۶۱ — از رنج کشیدن آدمی حر گردد
- رباعی شمارهٔ ۶۳ — افسوس که نامهٔ جوانی طی شد
- رباعی شمارهٔ ۶۴ — ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
- رباعی شمارهٔ ۵۹ — اَجْرام که ساکنانِ این ایواناند
- رباعی شمارهٔ ۶۰ — از آمدنم نبود گردون را سود
- رباعی شمارهٔ ۶۸ — بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
- رباعی شمارهٔ ۶۷ — بر پشت من از زمانه تو میآید
- رباعی شمارهٔ ۶۹ — بر چشم تو عالم ارچه میآرایند
- رباعی شمارهٔ ۶۵ — این عقل که در ره سعادت پوید
- رباعی شمارهٔ ۷۱ — تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد؟
- رباعی شمارهٔ ۷۲ — تا راهِ قلندری نپویی نشود
- رباعی شمارهٔ ۶۶ — این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
- رباعی شمارهٔ ۷۰ — بر من قلم قضا چو بی من رانند
- رباعی شمارهٔ ۷۴ — چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
- رباعی شمارهٔ ۷۵ — حیی که به قدرت سر و رو میسازد
- رباعی شمارهٔ ۷۸ — دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
- رباعی شمارهٔ ۷۶ — در دهر چو آواز گل تازه دهند
- رباعی شمارهٔ ۸۰ — زآن پیش که بر سرت شبیخون آرند
- رباعی شمارهٔ ۷۷ — در دهر هر آنکه نیمنانی دارد
- رباعی شمارهٔ ۷۳ — تا زُهْره و مَه در آسمان گشت پدید
- رباعی شمارهٔ ۷۹ — روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
- رباعی شمارهٔ ۸۴ — گرچه غم و رنج من درازی دارد
- رباعی شمارهٔ ۸۶ — گر یک نفست ز زندگانی گذرد
- رباعی شمارهٔ ۸۳ — کم کن طمع از جهان و میزی خرسند
- رباعی شمارهٔ ۸۸ — گویند بهشت و حور و کوثر باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۲ — کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
- رباعی شمارهٔ ۸۷ — گویند بهشت و حورعین خواهد بود
- رباعی شمارهٔ ۸۵ — گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
- رباعی شمارهٔ ۸۱ — عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
- رباعی شمارهٔ ۹۱ — هر راز که اندر دل دانا باشد
- رباعی شمارهٔ ۹۲ — هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
- رباعی شمارهٔ ۹۶ — یک جام شراب صد دل و دین ارزد
- رباعی شمارهٔ ۹۴ — هم دانهٔ امید به خرمن ماند
- رباعی شمارهٔ ۹۰ — می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
- رباعی شمارهٔ ۸۹ — گویند هر آن کسان که با پرهیزند
- رباعی شمارهٔ ۹۵ — یاران موافق همه از دست شدند
- رباعی شمارهٔ ۹۳ — هرگز دل من ز علم محروم نشد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰ — از بودنی ای دوست چه داری تیمار
- رباعی شمارهٔ ۹۹ — آن لعل در آبگینهٔ ساده بیار
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱ — افلاک که جز غم نفزایند دگر
- رباعی شمارهٔ ۹۸ — یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲ — ای دل غم این جهان فرسوده مخور
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳ — ای دل همه اسباب جهان خواسته گیر
- رباعی شمارهٔ ۹۷ — یک قطرهٔ آب بود با دریا شد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴ — این اهل قبور خاک گشتند و غبار
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵ — خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶ — در دایرهٔ سپهرِ ناپیدا غور
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷ — دی کوزهگری بدیدم اندر بازار
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸ — زآن می که حیات جاودانیست بخور
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰ — وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲ — ای پیر خردمند پگهتر برخیز
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹ — گر باده خوری تو با خردمندان خور
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱ — از جملهٔ رفتگان این راه دراز
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴ — مرغی دیدم نشسته بر بارهٔ طوس
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸ — ایام زمانه از کسی دارد ننگ
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳ — وقت سحر است خیز ای مایهٔ ناز
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰ — با سرو قدی تازهتر از خرمن گل
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹ — از جرم گِلِ سیاه، تا اوج زحل
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷ — در کارگه کوزهگری رفتم دوش
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵ — جامی است که عقل آفرین میزندش
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶ — خیام اگر ز باده مستی خوش باش
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵ — بر مفرش خاک، خفتگان میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸ — خورشید به گِل نَهُفت مینتوانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱ — ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶ — تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳ — برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷ — چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴ — برخیزم و عزمِ بادهٔ ناب کنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲ — این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵ — یک روز ز بند عالم آزاد نیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳ — هر یک چندی یکی برآید که منم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴ — یک چند به کودکی به استاد شدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶ — از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲ — من بی می ناب زیستن نتوانم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱ — من می نه ز بهر تنگدستی نخورم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹ — دشمن به غلط گفت که من فلسفیام
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰ — ماییم که اصلِ شادی و کانِ غمیم
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲ — قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷ — ای دیده اگر کور نئی گور ببین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰ — رفتم که در این منزلِ بیداد بُدَن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹ — چون حاصل آدمی در این شورستان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸ — برخیز و مخور غم جهان گذران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱ — رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳ — قومی متفکرند اندر ره دین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴ — گاویست در آسمان و نامش، پروین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸ — نتوان دل شاد را به غم فرسودن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰ — از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱ — از تن چو برفت جان پاک من و تو
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶ — مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲ — می خور که فلک بهر هلاک من و تو
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷ — می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹ — آن قصر که با چرخ همی زد پهلو
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵ — گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یَزدان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹ — از کوزهگری کوزه خریدم باری
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳ — از هرچه بجز می است کوتاهی به
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸ — از آمدن بهار و از رفتن دی
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴ — بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵ — تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶ — یک جُرعه میِ کُهَن ز مُلکی نو به
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷ — آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰ — ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵ — بر شاخ امید اگر بری یافتمی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷ — پیری دیدم به خانهٔ خماری
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸ — تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶ — بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳ — ای کاش که جای آرمیدن بودی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲ — ای دوست حقیقت شنو از من سخنی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴ — بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱ — ای دل تو به اسرار معما نرسی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶ — گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹ — چندان که نگاه میکنم هر سویی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳ — زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵ — گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱ — در کارگه کوزهگری کردم رای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰ — خوش باش که پختهاند سودای تو دی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲ — در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴ — گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸ — هنگام صبوح ای صنمِ فرخپی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷ — هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری