رباعیات — دیوان اشراق میرداماد
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — ای دل دو سه روزی بود این بستانها
- شمارهٔ ۳ — ای عشق توئی تو مایه پاکی ما
- شمارهٔ ۶ — خالی ز می وفاست پیمانه ما
- شمارهٔ ۴ — ای عشق چو اقبال بریدی از ما
- شمارهٔ ۷ — دل گشت به وادی غم عشق رها
- شمارهٔ ۵ — اندر صدوبیست دوره چرخشها
- شمارهٔ ۹ — تا کرد مرا بازوی وصلت به شتاب
- شمارهٔ ۸ — ای از تو وجود و هستی و گوهر ما
- شمارهٔ ۲ — ای شهد لبت دوای بیماریها
- شمارهٔ ۱۶ — آنیم که آتش تو قوت دل ماست
- شمارهٔ ۱۰ — چون ساقی عشق سر خوش افتاد امشب
- شمارهٔ ۱۷ — آنجا که قضا غم از در وصل تو رفت
- شمارهٔ ۱۱ — چشمی دارم چو روی شیرین همه آب
- شمارهٔ ۱۳ — آتش بجهان تفی ز تاب و تب ماست
- شمارهٔ ۱۴ — آتش ز تو در هستی نابود من است
- شمارهٔ ۱۲ — مائیم و دلی به عشق جانانه خراب
- شمارهٔ ۱۵ — آن می که عصیر روح پاک است کجاست
- شمارهٔ ۲۰ — ای ختم رسل دو کون پیرایه تست
- شمارهٔ ۲۲ — اسبم ز فراق جو چو نالی مانده ست
- شمارهٔ ۲۳ — ای در همه حال روی دلها سویت
- شمارهٔ ۲۴ — از خاک در تو آب کوثر حجل است
- شمارهٔ ۲۱ — ای ختم رسل فضل و شرف مایه تست
- شمارهٔ ۲۵ — ای خاطر تو کتاب دین رافهرست
- شمارهٔ ۱۸ — آشی که به رشک افتدش آش بهشت
- شمارهٔ ۱۹ — آن نصفه که از پشت تو ای شاه بکاست
- شمارهٔ ۳۲ — از خاک من الماس جفا خواهد رست
- شمارهٔ ۳۳ — ای دوست بیا که بی تو بودن عار است
- شمارهٔ ۳۱ — این دیده که عامل خراج غم تست
- شمارهٔ ۲۷ — اشراق متاع غم رهین دل تست
- شمارهٔ ۲۶ — از دست تو در ساغر جانم خونهاست
- شمارهٔ ۲۸ — این منطقه فلک مدار غم تست
- شمارهٔ ۲۹ — ای آنکه ترا حریم گردون حرم است
- شمارهٔ ۳۰ — اشراق همه جهان پر افسانه ماست
- شمارهٔ ۳۵ — باد سحر از آه دم سرد من است
- شمارهٔ ۳۴ — با آنکه همیشه یار در کینه ماست
- شمارهٔ ۳۶ — بتخانه نمک زان لب چون نوش گرفت
- شمارهٔ ۳۷ — بوقلمونی و بایزیدی کفر است
- شمارهٔ ۳۸ — برسید کاینات بی حد صلوات
- شمارهٔ ۴۰ — بی تو دو جهان بر دل من زندان است
- شمارهٔ ۳۹ — برهان محبت نفس سرد من است
- شمارهٔ ۴۱ — تابان قدح از رخ دلارام من است
- شمارهٔ ۴۳ — جز غم که ندیم دل سودائی ماست
- شمارهٔ ۴۲ — جانم در سینه بر رخ غم بسته ست
- شمارهٔ ۴۶ — چشم فلک از دیدن دردم خیره ست
- شمارهٔ ۴۴ — جز صانع بی همال قیومی نیست
- شمارهٔ ۴۵ — چندان فلک آن سنگ که آتش نگداخت
- شمارهٔ ۴۸ — چوگان غمم من و بلاگوی من است
- شمارهٔ ۴۷ — چرخی تو و نیکوئی یکی اختر تست
- شمارهٔ ۴۹ — چوگان شده قامتم سرم گوی خوش است
- شمارهٔ ۵۴ — دل در برم آن نگار سرکش بگداخت
- شمارهٔ ۵۶ — در کین کس این چه رخ بر افروختن است
- شمارهٔ ۵۷ — دل بازدیده گوی چوگان بلاست
- شمارهٔ ۵۵ — در هجر تو پیمانه غم لبریز است
- شمارهٔ ۵۰ — خورشید که گرمی جهان را سبب است
- شمارهٔ ۵۱ — خون در تن من ز شوق تو جوش گرفت
- شمارهٔ ۵۲ — دل عادت چشم جنگجوی تو گرفت
- شمارهٔ ۵۳ — دل درد تو جای جان در آغوش گرفت
- شمارهٔ ۶۲ — دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست
- شمارهٔ ۶۳ — دل بیهده ترک عشق دلدار گرفت
- شمارهٔ ۶۴ — دوران که ز ظلم می نگنجید به پوست
- شمارهٔ ۵۸ — در سینه من که او شبستان وفاست
- شمارهٔ ۶۵ — روز از غم تو زهر بلا نوش من است
- شمارهٔ ۶۰ — در قالب فطرت از تو جان دگر است
- شمارهٔ ۶۱ — دی مرکب حکمت آنکه بر گردون تاخت
- شمارهٔ ۵۹ — دریای بلاخوی جبین دل ماست
- شمارهٔ ۷۲ — عشق تو که از آتش غیرت افروخت
- شمارهٔ ۶۶ — رسم شب ما ستاره پنهان شدن است
- شمارهٔ ۶۷ — سر خیل نماز بودنم گرچه خطاست
- شمارهٔ ۷۳ — گر بر سر شهرت و هوی خواهی رفت
- شمارهٔ ۶۸ — صد شکر که کوچه عدم جای من است
- شمارهٔ ۷۰ — عشقی که زمن دود بر آورد این است
- شمارهٔ ۶۹ — عشق آمد و هستی مرا بیشه بسوخت
- شمارهٔ ۷۱ — عشق چو توئی کجا توان پنهان داشت
- شمارهٔ ۷۸ — وصل تو بهشت جاودان دل ماست
- شمارهٔ ۷۹ — ویرانه خاطرم که حکمت کده است
- شمارهٔ ۷۴ — گل بود که در جهان رخ رنگین داشت
- شمارهٔ ۸۰ — هر درد کزو دیده دوران خیره ست
- شمارهٔ ۷۷ — مه ساغر و آسمان خم باده ماست
- شمارهٔ ۷۵ — من پای برهنه دشت سنگستان است
- شمارهٔ ۷۶ — من خسرو علم و آسمان گاه من است
- شمارهٔ ۸۱ — یک نامه به من رسید از حضرت دوست
- شمارهٔ ۸۶ — دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
- شمارهٔ ۸۷ — هیچ است جهان و زندگی در آن هیچ
- شمارهٔ ۸۸ — آوای تو بر دل حزین ما را راح
- شمارهٔ ۸۹ — آن آفت خرمن سکون می آید
- شمارهٔ ۸۳ — هر جا که توئی دین و دل ما آنجاست
- شمارهٔ ۸۴ — هر بیش و کمی که هست مارا از تست
- شمارهٔ ۸۲ — دیوانه عشق پیرو عاقل نیست
- شمارهٔ ۸۵ — دانی ز جهان چه طرف بر بستم هیچ
- شمارهٔ ۹۳ — این دیده به مسمار بلا دوخته باد
- شمارهٔ ۹۶ — امشب که بلا بدین ستمکش بارد
- شمارهٔ ۹۴ — ای مایه آرایش دکان وجود
- شمارهٔ ۹۵ — از دوریت ای تازه گل باغ مراد
- شمارهٔ ۹۷ — اشراق بر این طاق که چرخش خوانند
- شمارهٔ ۹۰ — آن ماه که حسن را روان می بخشد
- شمارهٔ ۹۲ — ای حور نژاد دهر هر چه باداباد
- شمارهٔ ۹۱ — آهم رخ سیاره دگرگون سازد
- شمارهٔ ۱۰۵ — این دنیی پیر را جوان خواهی کرد
- شمارهٔ ۱۰۴ — از دوری خدمتت که جان افزاید
- شمارهٔ ۹۸ — ای عشق تو برق مشت خاشاک وجود
- شمارهٔ ۱۰۳ — ای خاک در تو آب حیوان وجود
- شمارهٔ ۹۹ — از هر که دهد پند شنودن باید
- شمارهٔ ۱۰۰ — ای گابن جان که باد وصلت به نهاد
- شمارهٔ ۱۰۱ — از هر بن موی بی تو پیکان روید
- شمارهٔ ۱۰۲ — از خاک عدم مرا چو ریحان روید
- شمارهٔ ۱۰۸ — ای جلوه تو زینت میدان وجود
- شمارهٔ ۱۱۰ — ای درد تو خوشتر از حیات جاوید
- شمارهٔ ۱۰۷ — ای آنکه فلک همی غلامت شاید
- شمارهٔ ۱۱۲ — از لعل لب تو باده تاب چکد
- شمارهٔ ۱۰۶ — ای ذات تو آرایش اقطار وجود
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای منت خدمت تو بر جان وجود
- شمارهٔ ۱۱۱ — از دست تو خون ز چشم احباب چکد
- شمارهٔ ۱۱۳ — بی عشق تو فضل ها و بالم باشد
- شمارهٔ ۱۲۰ — بی عشق سرشکم آتش تیز نبود
- شمارهٔ ۱۱۴ — با تیغ تو جنبش از جهان بر خیزد
- شمارهٔ ۱۲۱ — با من نفسی بی تو دلم یار نبود
- شمارهٔ ۱۱۶ — با خون جگر خاک دل آمیخته باد
- شمارهٔ ۱۱۷ — بوی تو ره قافله هوش زند
- شمارهٔ ۱۱۵ — بیچاره دلم هزار جانبازی کرد
- شمارهٔ ۱۱۹ — بی تو همه عیش ها و بالم باشد
- شمارهٔ ۱۱۸ — باتو شب تارم چو شهب می تابد
- شمارهٔ ۱۲۳ — جام می اگر چه غارت هوش کند
- شمارهٔ ۱۲۴ — جز درد تو جان ما تمنا نکند
- شمارهٔ ۱۲۵ — جان چیست که گویمت بقربان توباد
- شمارهٔ ۱۲۶ — جان غاشیه غم تو بردوشش باد
- شمارهٔ ۱۲۹ — چشمم همه بی تو موج خوناب زند
- شمارهٔ ۱۲۸ — جان در غمت از جهان جدائی دارد
- شمارهٔ ۱۲۷ — جان بی تو چوهیزم اندر آتش سوزد
- شمارهٔ ۱۲۲ — بر چرخ ز آه من سها می سوزد
- شمارهٔ ۱۳۳ — در عشق تو خون ز چشم امید چکید
- شمارهٔ ۱۳۲ — در عشق تو دل بخون من بازی کرد
- شمارهٔ ۱۳۴ — دی بی تو به چشمم مژه پیکانی کرد
- شمارهٔ ۱۳۶ — در دام تو هیچ جان گرفتار مباد
- شمارهٔ ۱۳۷ — در عهد غمت دل چه جوانیها کرد
- شمارهٔ ۱۳۵ — در عهد کفت کزوسخا می بارد
- شمارهٔ ۱۳۱ — خواهم فلکت دگر مساعد گردد
- شمارهٔ ۱۳۰ — چشمان تو آهوان آهو گیرند
- شمارهٔ ۱۴۱ — در خنده چو بر لعل تو شکر چسبد
- شمارهٔ ۱۴۲ — در گلشن ما سمن مغیلان آید
- شمارهٔ ۱۳۹ — دی چرخ که از بقا مبادش امید
- شمارهٔ ۱۴۳ — در دشت وجودم که فلک می پوید
- شمارهٔ ۱۳۸ — در جام دل آن باده که دی دلبر کرد
- شمارهٔ ۱۴۵ — در کعبه قل تعالو از مام که زاد
- شمارهٔ ۱۴۰ — در غیر دلم غم تو مأوا نکند
- شمارهٔ ۱۴۴ — در باغ ز عشق تو چمن می سوزد
- شمارهٔ ۱۴۷ — زان پیش که خاک ما فلک کوزه کند
- شمارهٔ ۱۴۸ — زان پیش که جان ز نور بی مایه شود
- شمارهٔ ۱۴۹ — زین باده که دل زجام غیرت نوشید
- شمارهٔ ۱۵۲ — شب بر دل من دوره غم می بیزد
- شمارهٔ ۱۵۰ — زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد
- شمارهٔ ۱۵۱ — ز آنروز که از سستی بخت ناشاد
- شمارهٔ ۱۴۶ — روزی دلم از غم تو بگسسته شود
- شمارهٔ ۱۵۳ — شد تن همه دل دلستان می آید
- شمارهٔ ۱۶۰ — گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
- شمارهٔ ۱۶۱ — گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند
- شمارهٔ ۱۵۵ — عشاق به تیغ عشق جز سر ندهند
- شمارهٔ ۱۵۷ — گفتی که فلان ز هجر ما چون باشد
- شمارهٔ ۱۵۸ — کفتم که چو بخت هجر در خواب شود
- شمارهٔ ۱۵۶ — کو عشق که باده سکونم ریزد
- شمارهٔ ۱۵۹ — گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید
- شمارهٔ ۱۵۴ — عقل از خبر وصل تو از هوش رود
- شمارهٔ ۱۶۶ — هجران تو چون وصال جاوید شود
- شمارهٔ ۱۶۴ — نتوان ز غم تودل به تدبیر برید
- شمارهٔ ۱۶۵ — وقت آمده کاین جان و تنم پاک رود
- شمارهٔ ۱۶۷ — هرچند طریق خدمت ما بد بود
- شمارهٔ ۱۶۹ — یکچند به کنج خلوتم جا دادند
- شمارهٔ ۱۶۸ — یا در چمن قدس وطن باید کرد
- شمارهٔ ۱۶۳ — مه پیش رخت به عذرخواهی آید
- شمارهٔ ۱۶۲ — گر ابر نمی ز چشم من بردارد
- شمارهٔ ۱۷۱ — جز یاد تو در سینه ما یاد مباد
- شمارهٔ ۱۷۰ — یادم چو از آن عزم سفر می آید
- شمارهٔ ۱۷۶ — از عمر به تنگم چو خلافت ز . . .
- شمارهٔ ۱۷۲ — آنکس که به یادت دل شیدا دارد
- شمارهٔ ۱۷۵ — از شرم رخت چهره نهان دارد مهر
- شمارهٔ ۱۷۷ — افتاد دلم درتک و پوئی دیگر
- شمارهٔ ۱۷۴ — از سور غم عشق توای ماه اگر
- شمارهٔ ۱۷۳ — آن باده که آفتاب جام است بیار
- شمارهٔ ۱۷۹ — ای درد تو جان عاشقان را افسر
- شمارهٔ ۱۷۸ — ای خدمت تو ز زندگانی خوشتر
- شمارهٔ ۱۸۱ — ای مایه آرایش دکان هنر
- شمارهٔ ۱۸۲ — ای مایه زیب زندگانی چو هنر
- شمارهٔ ۱۸۰ — ای دوست بیا و دل آواره ببر
- شمارهٔ ۱۸۳ — با عشق نشین دگر تو ای دل زنهار
- شمارهٔ ۱۸۵ — آن جوهری جان که مرا عمر دراز
- شمارهٔ ۱۸۴ — در ساغر دل خون ز شراب اولیتر
- شمارهٔ ۱۹۱ — ای دل به فراق یار بگداز و بسوز
- شمارهٔ ۱۹۰ — ای سینه به آتش غم عشق بساز
- شمارهٔ ۱۹۲ — در وصف تو خلق دو جهان از آغاز
- شمارهٔ ۱۹۳ — ای داغ غم تو بر جبینها که مپرس
- شمارهٔ ۱۸۶ — چون خواست مرا دور جهان شعبده باز
- شمارهٔ ۱۸۹ — بیروی تو آرام ندارم هرگز
- شمارهٔ ۱۸۷ — دل سیر نگردد از غم دوست چو آز
- شمارهٔ ۱۸۸ — یاد شب وصل آن مه مهر افروز
- شمارهٔ ۱۹۷ — آن نامه که درد ماش چون در درگوش
- شمارهٔ ۱۹۸ — ای از تو سرای دل پر افغان و خروش
- شمارهٔ ۱۹۹ — چون گرد بلا خاست ز میدان وداع
- شمارهٔ ۱۹۶ — سوز غم عشق تو به دل ما را بس
- شمارهٔ ۲۰۱ — خورشید همی هراسد از روزن عشق
- شمارهٔ ۲۰۰ — ای در ولایت ترا کعبه صدف
- شمارهٔ ۱۹۴ — ای ریخته خونها به زمینها که مپرس
- شمارهٔ ۱۹۵ — خواهم شود این زمانه را در نفیس
- شمارهٔ ۲۰۵ — از حسن تو ای فارس میدان جمال
- شمارهٔ ۲۰۸ — دی قاصد نامه ای که از منزل دل
- شمارهٔ ۲۰۹ — یاد نمک صحبتت ای مهر گسل
- شمارهٔ ۲۰۶ — ای دست شکوه تو قوی از اقبال
- شمارهٔ ۲۰۳ — این کاخ هزار در که باشد صد رنگ
- شمارهٔ ۲۰۷ — بگذار که در عشق بفرساید دل
- شمارهٔ ۲۰۲ — دل گشته ز دوریت به مردن نزدیک
- شمارهٔ ۲۰۴ — تا چند رخ از آز و شره پر آژنگ
- شمارهٔ ۲۱۵ — از شوق تو شاها به جهان آمده ام
- شمارهٔ ۲۱۰ — یارب به حق محمد آن ختم رسل
- شمارهٔ ۲۱۴ — آئینه به کف حسن پرستی دیدم
- شمارهٔ ۲۱۱ — اعیان جهان نیست پسند عاقل
- شمارهٔ ۲۱۲ — گردید الف قامت ما آخر دال
- شمارهٔ ۲۱۳ — آیند ملائک سحر از عرش عظیم
- شمارهٔ ۲۱۶ — از صحبت خلق دیده بر دوخته ام
- شمارهٔ ۲۱۷ — از عشق تو در سر هوسی داشته ام
- شمارهٔ ۲۲۲ — ای آنکه بجز رهت رهی نسپارم
- شمارهٔ ۲۱۹ — افتاده به روزگار کارم چکنم
- شمارهٔ ۲۱۸ — از نور رخ تو چون بیارایم چشم
- شمارهٔ ۲۲۵ — این چرخ کدوئیست کهن باده منم
- شمارهٔ ۲۲۳ — ای وقف غمت سراچه تنگ دلم
- شمارهٔ ۲۲۴ — ای بیهشی عشق تو فرهنگ دلم
- شمارهٔ ۲۲۰ — امشب به غم تو با قضا کوشیدم
- شمارهٔ ۲۲۱ — اشراق یکی راه فلک ساز کنم
- شمارهٔ ۲۲۶ — ای جان من از عشق تو پیمانه غم
- شمارهٔ ۲۲۷ — ای عشق تو کرده غارت ایمانم
- شمارهٔ ۲۲۸ — ای در ته دریای گناهان شده گم
- شمارهٔ ۲۳۰ — با خون جگر ز شوق جانان گریم
- شمارهٔ ۲۳۱ — با خوی تو لاف آشنائی چه زنم
- شمارهٔ ۲۲۹ — با آتش دل به عشق همخوابه شدم
- شمارهٔ ۲۳۲ — بر تیر تو دیده گفتم آماج کنم
- شمارهٔ ۲۳۳ — بالعل تو تنگ های شکر چکنم
- شمارهٔ ۲۳۴ — تا با سر زلفت آشنائی دارم
- شمارهٔ ۲۳۶ — تا با غم دوست عهد صحبت بستم
- شمارهٔ ۲۳۵ — تاعشق تو در گشود بر روی دلم
- شمارهٔ ۲۳۸ — تانیت صحبت وصالت بستم
- شمارهٔ ۲۳۷ — تا عهد وصال گنج عشقت بستم
- شمارهٔ ۲۴۱ — خاکستر گلخن عدم باد دلم
- شمارهٔ ۲۳۹ — تسخیر ممالک معانی کردم
- شمارهٔ ۲۴۰ — خون شد جگرم که غرق خون باد دلم
- شمارهٔ ۲۴۳ — در گلشن ایجادم اگر خار توام
- شمارهٔ ۲۴۶ — دی با یاری بسوی گرمابه شدم
- شمارهٔ ۲۴۵ — در خانه عشق تا که من بنشستم
- شمارهٔ ۲۴۷ — در دیده چو خار گشته خوابم چکنم
- شمارهٔ ۲۴۴ — دل مخزن اسرار الهی کردم
- شمارهٔ ۲۴۹ — رهبان کلیسیای دوران شده ام
- شمارهٔ ۲۴۸ — دلدار نشد به وصل یارم چکنم
- شمارهٔ ۲۴۲ — خواهم هدف تیر عتابت باشم
- شمارهٔ ۲۵۱ — کی باد ز شر تن اخسا برهیم
- شمارهٔ ۲۵۲ — کو مرگ که مایه حیاتش گیرم
- شمارهٔ ۲۵۳ — گفتم روم از عشق تو در معدن غم
- شمارهٔ ۲۵۴ — گفتم به تو ای نورده روزن چشم
- شمارهٔ ۲۵۶ — ما سطح فلک قعر زمین می شمریم
- شمارهٔ ۲۵۵ — گاهی آتش از تف درون می سازم
- شمارهٔ ۲۵۰ — رخت خود از اینسوی برون بربستم
- شمارهٔ ۲۵۷ — مرغ چمن وصلم و چون اهرمنم
- شمارهٔ ۲۶۳ — یکباره بترک دار دنیاگفتم
- شمارهٔ ۲۶۴ — دنیا نه به خاک نه به آبش میدان
- شمارهٔ ۲۶۱ — من خالق کن فکان ترا می دانم
- شمارهٔ ۲۶۰ — مائیم که با فقر و فنا ساخته ایم
- شمارهٔ ۲۶۲ — نه در خور داغ تو جبینی دارم
- شمارهٔ ۲۶۵ — آکنده به آتش دل بی حاصل من
- شمارهٔ ۲۵۸ — من علم گیاه حرم توحیدم
- شمارهٔ ۲۵۹ — موسایم و در طور لقا می طلبم
- شمارهٔ ۲۶۹ — ای وصل تو اختر مراد دل من
- شمارهٔ ۲۷۱ — ای زنگ غمت صیقل آئینه من
- شمارهٔ ۲۷۰ — اکنون که شدی مه خرد برده من
- شمارهٔ ۲۷۲ — ای یاد تو سرمایه بیهوشی من
- شمارهٔ ۲۷۳ — ای خون ز تو باده روان دل من
- شمارهٔ ۲۶۶ — آن نیستی اینکه نام داری انسان
- شمارهٔ ۲۶۸ — ای کهتر فضل تو هزار افلاطون
- شمارهٔ ۲۶۷ — ای زلف سیه کرده بلای دل من
- شمارهٔ ۲۸۰ — اشراق دل از غم بتان شاد مکن
- شمارهٔ ۲۷۴ — ای باد سلام من نومید رسان
- شمارهٔ ۲۸۱ — ای ز آتش غم نهفته چاک دل من
- شمارهٔ ۲۷۶ — ای وصل تو ناداشته پاس دل من
- شمارهٔ ۲۷۸ — ای عشق تو فرخنده همای دل من
- شمارهٔ ۲۷۷ — ای گلخن غم کرده سرای دل من
- شمارهٔ ۲۷۵ — ای خون دل از عشق تو در گردن من
- شمارهٔ ۲۷۹ — ای زلف تو جزیه گیر عود دل من
- شمارهٔ ۲۸۶ — ای مرهم زخم اندرون دل من
- شمارهٔ ۲۸۸ — تا یافت شود مگر برای دل من
- شمارهٔ ۲۸۷ — این پند نگاهدار هموار ای تن
- شمارهٔ ۲۸۹ — تا دور شدی ز چشم غمدیده من
- شمارهٔ ۲۸۲ — ای عشق تو نور خانه سوز دل من
- شمارهٔ ۲۸۳ — ای آتش تو مرهم داغ دل من
- شمارهٔ ۲۸۴ — ای وهم تو از مزیفاتی بس کن
- شمارهٔ ۲۸۵ — ای دیده عقل کلبه نقاشی کن
- شمارهٔ ۲۹۵ — شاها ز زمانه گم شد آسایش من
- شمارهٔ ۲۹۰ — تیغ از تو ولبیک نهانی از من
- شمارهٔ ۲۹۷ — می آمد دی بسان اقبال شهان
- شمارهٔ ۲۹۱ — از جاهت صدرا گرفته باج از گردون
- شمارهٔ ۲۹۲ — چندانکه نمود بیش کوشش دل من
- شمارهٔ ۲۹۴ — در سینه چودوزخ آتشی کردم من
- شمارهٔ ۲۹۳ — چون جزر اصم گوش طبیب دوران
- شمارهٔ ۲۹۶ — گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من
- شمارهٔ ۳۰۱ — یارب به که گویم اندرین دیر کهن
- شمارهٔ ۳۰۰ — یارب که بکوی خویش پابستم کن
- شمارهٔ ۳۰۲ — بر پهنه دهر خنگ بیداد مران
- شمارهٔ ۳۰۳ — یک عمر اسیر درد پنهان بودن
- شمارهٔ ۳۰۴ — یاد آور روی دوست را گل می دان
- شمارهٔ ۳۰۵ — ای دوست منم ز جرم شرمنده تو
- شمارهٔ ۲۹۸ — هر روز ز بهر دل بیحاصل من
- شمارهٔ ۲۹۹ — یک چند دلافرامش از دنیا کن
- شمارهٔ ۳۱۱ — شد غرفه به خون جگر آواره تو
- شمارهٔ ۳۰۶ — ای دیده زکات گیر نظاره تو
- شمارهٔ ۳۱۲ — کو عمر که داد عیش بستانم ازو
- شمارهٔ ۳۰۸ — ای صبح خجل ز روی فرخنده تو
- شمارهٔ ۳۱۳ — هرتن که سرشت بد بود محضر او
- شمارهٔ ۳۱۰ — در بزم محبت امشب از دولت تو
- شمارهٔ ۳۰۹ — جان چون تن و تن چو جان کند قدرت تو
- شمارهٔ ۳۰۷ — ای راحت سینه سینه رنجور از تو
- شمارهٔ ۳۲۱ — ای عشق مگر مایه بود آمده ای
- شمارهٔ ۳۲۰ — سر گشتگی دور زمان یعنی چه
- شمارهٔ ۳۱۶ — در راه تو دیوانه شدن ما را به
- شمارهٔ ۳۱۴ — مستیم و خراب کنج میخانه تو
- شمارهٔ ۳۱۷ — ای سرو ز بالای تو پست افتاده
- شمارهٔ ۳۱۵ — ای دل نشدی تا به ره عشق آگاه
- شمارهٔ ۳۱۸ — دل در غمت از دو کون برداشته به
- شمارهٔ ۳۱۹ — جز راه صفا بهیچ ره پای منه
- شمارهٔ ۳۲۲ — من کیستم از خویش به تنگ آمده ای
- شمارهٔ ۳۲۴ — ای تیره شب فراق آخر به سر آی
- شمارهٔ ۳۲۳ — من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای
- شمارهٔ ۳۲۵ — از گردش نه مدار غافل نشوی
- شمارهٔ ۳۲۶ — اشراق تو هستی ثمر بید کنی
- شمارهٔ ۳۲۷ — ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی
- شمارهٔ ۳۲۹ — ای دیده ز اشک بی متاعم نکنی
- شمارهٔ ۳۲۸ — ای دل ز چه از علم وسیطی نکنی
- شمارهٔ ۳۳۰ — ای دیده دگر خرد تباهی نکنی
- شمارهٔ ۳۳۱ — ای دیده به آتش آشنائی نکنی
- شمارهٔ ۳۳۲ — ای دیده به روشنی چو اختر بادی
- شمارهٔ ۳۳۴ — تاراج متاع اختیارم کردی
- شمارهٔ ۳۳۶ — در ده می لعل لاله گون صافی
- شمارهٔ ۳۳۵ — دل پیش غمت جزیه برد غمناکی
- شمارهٔ ۳۳۳ — تا روز رخت شد چو شراب عنبی
- شمارهٔ ۳۳۷ — عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبی
- شمارهٔ ۳۴۰ — یک دم ز دل فکار بیرون نروی
- شمارهٔ ۳۳۸ — گرد دل من ز غم حصاری کردی
- شمارهٔ ۳۳۹ — هستی بتو قائم است و موجود توئی