رباعیات — دیوان اشعار قطران تبریزی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ — چون بنوازد به پیش من زیر کیا
- شمارهٔ ۷ — ای شاه چو کردگار بگشاد ترا
- شمارهٔ ۴ — بسپرد بپای ناکسان دهر مرا
- شمارهٔ ۸ — ای نوش لب و لاله رخ و سیم قفا
- شمارهٔ ۶ — مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را
- شمارهٔ ۵ — من خفته بدم دوش دل از یار جدا
- شمارهٔ ۳ — با روی تو دی ماه بهار است مرا
- شمارهٔ ۱ — ای وصل و هوای مهر تو بس ما را
- شمارهٔ ۱۲ — روی تو به شبهای سیه روز منست
- شمارهٔ ۱۴ — چون دیدهٔ من دید ترا روز نخست
- شمارهٔ ۱۵ — آنی که وفا نباید از مهر تو جست
- شمارهٔ ۱۰ — تا فتنه دلم بر آن لب میگونست
- شمارهٔ ۱۶ — چون جان و روان خویشتن داشتمت
- شمارهٔ ۹ — یک نیم دلم کلیچه یک نیم کباب
- شمارهٔ ۱۱ — ای گشته خجل ماه فلک از نظرت
- شمارهٔ ۱۳ — تا کی باشم صبور در محنت دوست
- شمارهٔ ۲۲ — دلدار مرا بر دل من رحمت نیست
- شمارهٔ ۱۹ — دارندهٔ داد و دین ملک مملانست
- شمارهٔ ۲۱ — تابنده چو خورشید ملک مملانست
- شمارهٔ ۲۰ — آرام دل ولی ملک مملانست
- شمارهٔ ۱۷ — تا من بودم بود مرا دولت جفت
- شمارهٔ ۲۳ — از هجر تو ابر چشم باران ریز است
- شمارهٔ ۱۸ — بالات بود بسان سروان بهشت
- شمارهٔ ۲۴ — هنگام سخا و جامه و جام تراست
- شمارهٔ ۲۹ — با آنکه دلم از غم هجرت خونست
- شمارهٔ ۲۶ — ماننده شیر نرّ شمس الدین است
- شمارهٔ ۲۷ — بر ملک فکنده بَرخ، شمس الامراست
- شمارهٔ ۲۸ — تا پرده روی ماه من عنبر گشت
- شمارهٔ ۳۰ — چشمم ز غمت بهر عقیقی که بسفت
- شمارهٔ ۳۲ — تا دلبر من بر ابرو افکند شکنج
- شمارهٔ ۳۱ — نیمی ز تنم برنج و نیمی بشکنج
- شمارهٔ ۲۵ — یک نیمه جهان سراو باغ شاه است
- شمارهٔ ۳۳ — صد بار بدل پند بکردم نشنید
- شمارهٔ ۳۵ — گویند به هر درد بود صابر مرد
- شمارهٔ ۳۴ — هر کان رخ و آن زلف و دهان و لب دید
- شمارهٔ ۳۶ — آنی که دل من از تو خرم گردد
- شمارهٔ ۳۷ — از دوستی تو جز ندامت ناید
- شمارهٔ ۳۹ — بیدادگرا به گِرد بیداد مگرد
- شمارهٔ ۳۸ — تا کی ز فراق بر دلم بند بود
- شمارهٔ ۴۰ — نیمی ز دلم باد شد و نیمی گرد
- شمارهٔ ۴۲ — بادامِ تو گاهِ غمزه لشگر شکند
- شمارهٔ ۴۳ — از دست و سنانت آب و آذر خیزد
- شمارهٔ ۴۴ — بر شاخ گل دولت تو خار نماند
- شمارهٔ ۴۸ — ایزد چو بزرگ شهریاری نکند
- شمارهٔ ۴۶ — ای شاه نخستین سفرت میمون باد
- شمارهٔ ۴۷ — هرچند ترا زمان بجان رنجان کرد
- شمارهٔ ۴۵ — خون جگر ما بقمی بیش نبود
- شمارهٔ ۴۱ — از چشم و دل من آب و آتش خیزد
- شمارهٔ ۵۰ — نوروز مهین جم همایون آورد
- شمارهٔ ۵۲ — ایزد همه دولت جهانی بتو داد
- شمارهٔ ۵۱ — شاپور عدیل مجد گردونی باد
- شمارهٔ ۵۴ — تا مهر فکند بر من آن سرو بلند
- شمارهٔ ۵۳ — ایزد همه ساله هست با مردم راد
- شمارهٔ ۵۵ — آنرا که چتو نگار دلکش باشد
- شمارهٔ ۴۹ — آن را که چو من زبان گهربار بود
- شمارهٔ ۵۶ — هان تشنه جگر مجوی زین باغ ثمر
- شمارهٔ ۵۷ — بسیار شنیدم من و دیدم بسیار
- شمارهٔ ۵۸ — تا تو نکنی بدشمن و دوست نظر
- شمارهٔ ۵۹ — با من ز قضای بد برآشفت دیار
- شمارهٔ ۶۰ — ای زلف تو از رخان من پرچین تر
- شمارهٔ ۶۲ — نیمی ز تنم کمان شد و نیمی تیر
- شمارهٔ ۶۱ — ای گشته به بیداد و بدی کردن چیر
- شمارهٔ ۶۴ — بنگر که چه گفت با دلم چشم، به راز
- شمارهٔ ۶۳ — چون کشته ببینیام دو لب کرده فراز
- شمارهٔ ۶۵ — تب خاله مرا نمود معشوقه ز ناز
- شمارهٔ ۶۷ — نیمی ز دلم کبک شد و نیمی باز
- شمارهٔ ۶۹ — گر خیزد هیچ دیبه از هیچ طراز
- شمارهٔ ۷۰ — آن بت که بهین لفظ بود دشنامش
- شمارهٔ ۶۸ — خاموش بوم تا نکند چندین ناز
- شمارهٔ ۷۱ — تا غایب شد بت از کنار شمنش
- شمارهٔ ۶۶ — گر روز قضا خدا ترا پرسد باز
- شمارهٔ ۷۲ — ای گشته به بیداد و بدی کردن فاش
- شمارهٔ ۷۶ — سه چیز ترا سه چیز داده است جمال
- شمارهٔ ۷۸ — گویند مرا به هِجر آن ماه چگل
- شمارهٔ ۷۷ — نسگالیده وصال آن مه نیک سگال
- شمارهٔ ۷۹ — چون ماه بود میان زین میر اجل
- شمارهٔ ۸۰ — تا کرد جهان زیر قلم میر اجل
- شمارهٔ ۷۳ — دندان تو و لب تو ای شهره رفیق
- شمارهٔ ۷۴ — چون چشمهٔ آفتاب بر چرخ فلک
- شمارهٔ ۷۵ — دیدار بتان بیغش و دلشان غشناک
- شمارهٔ ۸۷ — تا کی ز فراق دوست فریاد کنم
- شمارهٔ ۸۱ — تا با تو شدم ز گردش دهر همال
- شمارهٔ ۸۸ — ما شاخ هوای تو ز دل برکندیم
- شمارهٔ ۸۳ — از طعنه و قول دشمن ای مهر گسل
- شمارهٔ ۸۲ — دیدم صنمی ز نور باری، نَه ز گل
- شمارهٔ ۸۴ — هم هست مرا هوای آن زلف بِخَم
- شمارهٔ ۸۵ — هر چند که بی بهانه دوری ز برم
- شمارهٔ ۸۶ — زان قد چو شمشاد بفریاد دلم
- شمارهٔ ۹۲ — هندو بچه ای ببرد از راه دلم
- شمارهٔ ۹۰ — ما دل ز هوای مهر تو ببریدیم
- شمارهٔ ۹۳ — کوشم که بپوشم اندوه نخروشم
- شمارهٔ ۹۱ — یکباره دل از هوای تو بگسستیم
- شمارهٔ ۹۴ — از بهر تو گنج خویشتن پالودم
- شمارهٔ ۹۵ — با چشم و لبت شرنگ و شکّر بینم
- شمارهٔ ۸۹ — ما نامهٔ عزل مهر تو بنوشتیم
- شمارهٔ ۹۶ — گویند مرا ز عشق آن تازه صنم
- شمارهٔ ۹۷ — تا دور شدی تو از من ای سرو روان
- شمارهٔ ۱۰۳ — یوسفرویی کز او فغان کرد دلم
- شمارهٔ ۱۰۴ — ما دل ز وفا و مهر تو برداریم
- شمارهٔ ۹۹ — چون بیتو بُوَم جفتِ غم و درد بُوَم
- شمارهٔ ۱۰۰ — خواهم که همیشه با تو پیوسته بُوَم
- شمارهٔ ۹۸ — ای کرده به بند دوستی بسته دلم
- شمارهٔ ۱۰۱ — از بس که ز ناکسان رسید آزارم
- شمارهٔ ۱۰۲ — ای دوست بیا تا ره دیگر گیریم
- شمارهٔ ۱۰۷ — روی تو گل و بوی تو نسرین دارم
- شمارهٔ ۱۰۵ — تا همبر من نشستهای خاموشم
- شمارهٔ ۱۱۰ — هر گه که ترا به طبع پاک انگارم
- شمارهٔ ۱۰۹ — بیمارم و ناردان لبت پندارم
- شمارهٔ ۱۰۶ — تا بندهٔ آن رخان تابنده شدم
- شمارهٔ ۱۱۱ — یک بوسه بدادی به من ای بت افزون
- شمارهٔ ۱۰۸ — افتادم در دام بتی سیم اندام
- شمارهٔ ۱۱۲ — آن زلف سیه بلای جانست ای جان
- شمارهٔ ۱۱۶ — در کار جهانیان گشاد است از تو
- شمارهٔ ۱۱۸ — خورشید بچهر و سرو بالائی تو
- شمارهٔ ۱۱۷ — ای دوست مرا به دشمنان دادی تو
- شمارهٔ ۱۲۰ — سرگشته و زار و بیقرارم بی تو
- شمارهٔ ۱۱۳ — از کبر دلا دست بعیوق مزن
- شمارهٔ ۱۱۴ — ای کام دل من و بلای حوران
- شمارهٔ ۱۱۹ — ای مایهٔ نیکوئی مقام دل تو
- شمارهٔ ۱۱۵ — بر چرخ جوانمرد شبیخون کردن
- شمارهٔ ۱۲۳ — ای دل صنمی برده قرار من و تو
- شمارهٔ ۱۲۴ — آن چشم نگر به ناز و خواب آلوده
- شمارهٔ ۱۲۱ — از دیده میان رود خونم بی تو
- شمارهٔ ۱۲۵ — گر بنده بُدَم کنون شدم یِکرَهْ شاه
- شمارهٔ ۱۲۷ — برداشت بت من از سر آن چتر سیاه
- شمارهٔ ۱۲۸ — ای طره تو ز مشگ و از عنبر به
- شمارهٔ ۱۲۶ — تا دست من از دامن تو شد کوتاه
- شمارهٔ ۱۲۲ — پیوسته چو شمع در گدازم بی تو
- شمارهٔ ۱۳۱ — ای عالم علم جاودان از درگاه
- شمارهٔ ۱۳۲ — ای زهره جبین نیست چو رخسار تو ماه
- شمارهٔ ۱۳۵ — گر برده دلم بر تو حاصل نبدی
- شمارهٔ ۱۳۳ — ناگه ز درم در آمد آن سرو سهی
- شمارهٔ ۱۳۴ — تا از بر من تو دوست دور افتادی
- شمارهٔ ۱۲۹ — گر سوی هوا دلم همی جوید راه
- شمارهٔ ۱۳۶ — تا جامهٔ مدح تو بپوشید رهی
- شمارهٔ ۱۳۰ — دوش آمد دست سوده و آسوده
- شمارهٔ ۱۴۱ — صد بوسه بدادمش بزیر کف پای
- شمارهٔ ۱۴۳ — ای ترک به گنجه از کجا افتادی
- شمارهٔ ۱۴۲ — راز دل ازین و آن نهفتن تا کی
- شمارهٔ ۱۴۴ — افکنده و کنده است آن شمع سرای
- شمارهٔ ۱۳۷ — اقبال و مراد و کامرانی داری
- شمارهٔ ۱۳۹ — چندین سخن تلخ شنودن تا کی
- شمارهٔ ۱۳۸ — هرگه که کنی مصاف لشکر شکنی
- شمارهٔ ۱۴۰ — زانگه که مرا بیافریده است خدای
- شمارهٔ ۱۴۸ — بیجاده لب و یاسمن اندام منی
- شمارهٔ ۱۴۹ — ای آنکه خجستگی تو دادی به همای
- شمارهٔ ۱۵۰ — ای ترک ستمکاره و بیدادگری
- شمارهٔ ۱۵۱ — ای آنکه به روی، قبلهٔ خوبانی
- شمارهٔ ۱۴۵ — گر دل به وفای تو هبا داشتمی
- شمارهٔ ۱۴۷ — هرچند تو در کنار من بیشتری
- شمارهٔ ۱۴۶ — عناب لبا چو برگ عناب شدی