رباعیات — دیوان اشعار مجد همگر
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ — دیدمش چو سرو سهی آن سبز قبا
- شمارهٔ ۳ — ای باد چو بگذری به موصل ما را
- شمارهٔ ۱ — ای چرخ هزار دیدهٔ دون دوتا
- شمارهٔ ۴ — گر طعنه همی زنی من شیدا را
- شمارهٔ ۶ — یاری که بدوست سربلندی ما را
- شمارهٔ ۸ — ای سرو که در چمن بر آورد ترا؟
- شمارهٔ ۷ — گیرم که اثر نماند یاربها را
- شمارهٔ ۱۱ — آن شد که به زر عوام جویند ترا
- شمارهٔ ۵ — با آنکه به روی خوب پشتی ما را
- شمارهٔ ۹ — آن مادر شوم فرج چون زاد ترا
- شمارهٔ ۱۲ — گر نادید دلم قد خرامان ترا
- شمارهٔ ۱۰ — ای صبر چه تخمی که بکارند ترا
- شمارهٔ ۱۸ — تا نعل در آتش تو داغ است مرا
- شمارهٔ ۱۹ — ماه امل ارچه زیر میغ است مرا
- شمارهٔ ۱۳ — آن روز که من بدیدم ای شاه ترا
- شمارهٔ ۲۰ — هجرت چو به دست غصه بگذاشت مرا
- شمارهٔ ۱۷ — با عشق تو چون خوش سر و کار است مرا
- شمارهٔ ۱۶ — در کوی تو کآستانش تخت است مرا
- شمارهٔ ۱۵ — چون عود بنالیدم و بنواخت مرا
- شمارهٔ ۱۴ — خرم به تو داشتم دل بی غم را
- شمارهٔ ۲۱ — آنم که چو جان بپرورم مردم را
- شمارهٔ ۲۲ — لطف تو چو کرد حلقه در گوش مرا
- شمارهٔ ۲۳ — ای دوست مشو سبغه زبون گیران را
- شمارهٔ ۲۷ — گرچه نفسی نزد وصالت با ما
- شمارهٔ ۲۸ — تا باز گرفتی رخ چون ماه از ما
- شمارهٔ ۲۴ — بر ره بگماشت دوش مه پرتو را
- شمارهٔ ۲۵ — یک دم برم آرید بت خوشخو را
- شمارهٔ ۲۶ — از من همه مهر آمد و انصاف و وفا
- شمارهٔ ۲۹ — دیدم شب و روز رنج و بیداریها
- شمارهٔ ۳۵ — ای چرخ عنانم از سفر هیچ متاب
- شمارهٔ ۳۶ — ای چرخ بیار هر چه داری ز عذاب
- شمارهٔ ۳۰ — گفتار مبر ز گوشم ای دُرّ خوشاب
- شمارهٔ ۳۲ — گویند شراب کم خور ای پیر خراب
- شمارهٔ ۳۱ — گر باد وزد بر این دل ریش خراب
- شمارهٔ ۳۴ — آن شد که دلم ز طبع چون آتش و آب
- شمارهٔ ۳۳ — در عشق تو گر شود مرا خاک نقاب
- شمارهٔ ۴۳ — ای لعل تو پرنکته شیرین غریب
- شمارهٔ ۳۸ — در تو نگرم دو دیدهام گیرد آب
- شمارهٔ ۴۱ — ای دل به جهان بجز خرابی مطلب
- شمارهٔ ۴۴ — چون تنگ دل آکنده شد از بس گلههات
- شمارهٔ ۴۰ — این پای مرا که نیست پروای رکاب
- شمارهٔ ۳۹ — گفتم چو بد آمدهست فرجام شراب
- شمارهٔ ۴۲ — ای دیدن خوک پیش دیدار تو خوب
- شمارهٔ ۳۷ — ای عکس رخت چو عکس آئینه در آب
- شمارهٔ ۵۰ — آن روز که با من به عنایت بد بخت
- شمارهٔ ۴۸ — خضری که به او گشاده شد باب حیات
- شمارهٔ ۴۵ — ای قد خوش تو سرو شاداب حیات
- شمارهٔ ۴۷ — ای خامه تو نهال سیراب حیات
- شمارهٔ ۵۲ — گر مه ز درت کلاف زرین اندوخت
- شمارهٔ ۵۱ — گر کسری و دارا شوی از دولت و بخت
- شمارهٔ ۴۶ — ای وصل تو سرمایه اسباب حیات
- شمارهٔ ۴۹ — افکند دلم به کوی دلداری رخت
- شمارهٔ ۵۳ — دوش ازتف آه من شباهنگ بسوخت
- شمارهٔ ۵۸ — چون یاد کنم با دل ریش از سفرت
- شمارهٔ ۵۹ — گفتی که به شیرمردی آرم زیرت
- شمارهٔ ۶۰ — چون لاله مرا دلیست پرخون پیوست
- شمارهٔ ۵۷ — تا ظن نبری که من نُفورم ز برت
- شمارهٔ ۵۵ — از غیرت شیرین قد چون نیشکرت
- شمارهٔ ۵۶ — خواهم که به دیده و سر آیم به درت
- شمارهٔ ۵۴ — تا دست قضا بر سر من آتش بیخت
- شمارهٔ ۶۳ — در راه تو سر باختهام گام نخست
- شمارهٔ ۶۴ — در سایه تو چو یافتم جای نشست
- شمارهٔ ۶۲ — گرچه ز مه و مهر به رخ بردی دست
- شمارهٔ ۶۷ — ای سخت دل سنگ تو وی عهد تو سست
- شمارهٔ ۶۵ — دی ماه تمام من مه نو میجست
- شمارهٔ ۶۱ — دل دوش ز سهم تیر آن نرگس مست
- شمارهٔ ۶۸ — چون عهد شکستنت مرا گشت درست
- شمارهٔ ۶۶ — گفتم که به اندیشه و با رای درست
- شمارهٔ ۶۹ — آن مهر گسل با دگری زان پیوست
- شمارهٔ ۷۰ — در آنکه زدی دست ره امن ببست
- شمارهٔ ۷۲ — چشم تو مرا به تیر مژگان خستهست
- شمارهٔ ۷۱ — تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست
- شمارهٔ ۷۶ — محرومی وصل تو دل و جانم کاست
- شمارهٔ ۷۳ — گل پیش رخت ز رنگ و بو دست بشست
- شمارهٔ ۷۴ — چون دست اجل شیشه عمرت بشکست
- شمارهٔ ۷۵ — چون رای تو با رای مخالف شد راست
- شمارهٔ ۸۳ — امشب که به عزم راه برخواهی خاست
- شمارهٔ ۷۹ — از دیدن روی منکلی مهرم خاست
- شمارهٔ ۸۱ — ای ساده سر پیر که پشت تو دوتاست
- شمارهٔ ۸۴ — شاها کرمت قیام فرمود و رواست
- شمارهٔ ۷۷ — گوژ از پی خیر مستراحی آراست
- شمارهٔ ۸۰ — دندان کژ تو راستی جانش بهاست
- شمارهٔ ۷۸ — خاکی که به فرمان تو از ره برخاست
- شمارهٔ ۸۲ — ای صحن سرائی که بهشتت همتاست
- شمارهٔ ۹۰ — ای باغ اگر تو خرمی رخت کجاست
- شمارهٔ ۹۱ — آن یار که راحت روان است کجاست
- شمارهٔ ۹۲ — ای دوست ز دست من چه برخواهد خاست
- شمارهٔ ۸۹ — عمری که ازو تا به فنا یک وجب است
- شمارهٔ ۸۵ — در پارس به رایگان چو صد شهر تراست
- شمارهٔ ۸۶ — ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
- شمارهٔ ۸۸ — هندو نسب آن یار که سیفش لقب است
- شمارهٔ ۸۷ — گرچه همه تن به ذکر شکرت گویاست
- شمارهٔ ۹۳ — از مایده غمت تنم آباد است
- شمارهٔ ۹۷ — یاری دارم که عبرت ماه و خور است
- شمارهٔ ۹۵ — اشکم نه غم زمانه خونین کرده است
- شمارهٔ ۹۹ — در باغ شدی و گل به دست تو در است
- شمارهٔ ۹۸ — تا چشم من از نور رخت بیخبر است
- شمارهٔ ۹۴ — جانا دل من که گنج اسرار خداست
- شمارهٔ ۱۰۰ — ماهم چو به دیدن مه نو برخاست
- شمارهٔ ۹۶ — وصلت که غم جراحت جاوید است
- شمارهٔ ۱۰۴ — از بس که وجود پیش چشمم خوار است
- شمارهٔ ۱۰۲ — از بس که ز دیو و دد مرا آزار است
- شمارهٔ ۱۰۵ — بی روی توام ز لاله زار آزار است
- شمارهٔ ۱۰۶ — بی دیدنت از دیده مرا آزار است
- شمارهٔ ۱۰۸ — آن تازه صنوبرش که خوشرفتار است
- شمارهٔ ۱۰۳ — از اشک، رخم نمونهٔ گلزار است
- شمارهٔ ۱۰۷ — از فرقت تو در تنم از جان بار است
- شمارهٔ ۱۰۱ — کارم همه جانسپاری و ترک سر است
- شمارهٔ ۱۱۰ — هر روز گل وفات پژمردهتر است
- شمارهٔ ۱۰۹ — چشمت ز زمانه فتنه انگیزتر است
- شمارهٔ ۱۱۲ — در عشق تو صبر و چاره سازی خطر است
- شمارهٔ ۱۱۵ — وه وه که جفاهای تو بردن چه خوش است
- شمارهٔ ۱۱۴ — دل در برم از فراق دیوانهوش است
- شمارهٔ ۱۱۶ — پیوسته ز دیده در کنارم اشک است
- شمارهٔ ۱۱۱ — ای شمع نه عاشقی رخت زرد چراست
- شمارهٔ ۱۱۳ — هم زلف سمنسای تو عنبر بیز است
- شمارهٔ ۱۲۱ — زین شور و شری که از غمت در سر ماست
- شمارهٔ ۱۲۴ — تا عشق تو همنشین دل ماست
- شمارهٔ ۱۱۷ — بی باغ رخ تو عمر من بی برگ است
- شمارهٔ ۱۲۳ — از حسرت چهرهای که باغ دلم است
- شمارهٔ ۱۲۰ — ماهی که هنوز در دل فاخر ماست
- شمارهٔ ۱۱۹ — گفتهست یکی حکیم کامل حَکَم است
- شمارهٔ ۱۱۸ — دریای سرشک دیده پُر نم ماست
- شمارهٔ ۱۲۲ — افسانه شهر قصه مشکل ماست
- شمارهٔ ۱۲۵ — یاد تو شب و روز قرین دل ماست
- شمارهٔ ۱۲۹ — برخیز و بده باده چه جای سخن است
- شمارهٔ ۱۳۲ — نه از تو مرا بخت ظفر یافتن است
- شمارهٔ ۱۲۸ — آن گوهر جان که دُر دریایی ماست
- شمارهٔ ۱۲۶ — این ابر که چون حادثه پیوسته ماست
- شمارهٔ ۱۳۱ — دستی که هزار درد را درمان است
- شمارهٔ ۱۲۷ — امشب شب بر سر زدن و زاریم است
- شمارهٔ ۱۳۰ — تا ظن نبری که عشق در نقصان است
- شمارهٔ ۱۳۶ — کاری که ز هجران تو در پیش من است
- شمارهٔ ۱۳۵ — عشق تو که مرهم دل ریش من است
- شمارهٔ ۱۳۳ — زانجا که فریب طبع دلدار من است
- شمارهٔ ۱۳۴ — دیدار تو شمع عالم افروز من است
- شمارهٔ ۱۳۸ — بی بزم تو باده اشک خونین من است
- شمارهٔ ۱۴۰ — با عشق کهن تازه بدن خوی من است
- شمارهٔ ۱۳۷ — جای غمت این دل پریشان من است
- شمارهٔ ۱۳۹ — رخشنده رخت ماه سخنگوی من است
- شمارهٔ ۱۴۲ — شاها رخ و رای دلگشایت چون است
- شمارهٔ ۱۴۱ — وقت گل مِیْْگون و مِیِ گلگون است
- شمارهٔ ۱۴۶ — از من گل و مل دلبر خرگاهی خواست
- شمارهٔ ۱۴۸ — آئینه جانم آن رخ فرخ تست
- شمارهٔ ۱۴۳ — غصنی سخنان تو چو جان شیرین است
- شمارهٔ ۱۴۴ — دی گفت مرا دلت چرا غمگین است
- شمارهٔ ۱۴۵ — با حکم خدایی که قضایش این است
- شمارهٔ ۱۴۷ — شیرین من آنکه رشک نقش چینیست
- شمارهٔ ۱۵۰ — تا بر دل بردبار بار غم تست
- شمارهٔ ۱۴۹ — هم حور بهشت ناشکیبا از تست
- شمارهٔ ۱۵۳ — خود هیچ ندانی که که دلداده تست
- شمارهٔ ۱۵۵ — هر چند که شد تیزی بازار تو سست
- شمارهٔ ۱۵۱ — گر صدر دل است شاهراه غم تست
- شمارهٔ ۱۵۴ — ای دل نه چنانکه رسم شیدایی تست
- شمارهٔ ۱۵۶ — سیمرغ شهی گزید و خاموش نشست
- شمارهٔ ۱۵۲ — زین سیم و زر جهان که پیرامن تست
- شمارهٔ ۱۵۷ — ای نفس چو کشت عمر در خوشه نشست
- شمارهٔ ۱۵۹ — دلبر به جفا قلب دل ریش شکست
- شمارهٔ ۱۶۳ — ای سرو سهی تازه نهالت چونست
- شمارهٔ ۱۶۴ — در عشق دلم فراق بهر افتادهست
- شمارهٔ ۱۵۸ — جانا دل دیوانه دگر بند شکست
- شمارهٔ ۱۶۰ — از عمر چه خوشتر است وصلت آنست
- شمارهٔ ۱۶۲ — هر دم غمم ای جهانفروز افزون است
- شمارهٔ ۱۶۱ — از فرقت چشمت آب چشمم خونست
- شمارهٔ ۱۶۵ — چشمم که سرشک را روایی دادهست
- شمارهٔ ۱۷۲ — قصاب که در گردن جان چنبر اوست
- شمارهٔ ۱۶۶ — چون نیست ترا مهر و وفا در رگ و پوست
- شمارهٔ ۱۶۷ — زان غم که به رویم آمد از کرده دوست
- شمارهٔ ۱۶۸ — در کار جهان نگر گرت تکیه بر اوست
- شمارهٔ ۱۷۱ — ای دل سر همتم که چون چرخ فروست
- شمارهٔ ۱۶۹ — در دیده و دل نقش تو از بس که نکوست
- شمارهٔ ۱۷۰ — عشقش که چو جان است نهان در رگ و پوست
- شمارهٔ ۱۷۵ — من بودم و شمع و ساغر یک من و دوست
- شمارهٔ ۱۷۹ — در خواب غرور خلق بیداری نیست
- شمارهٔ ۱۷۳ — ایزد که جهان ساخته قدرت اوست
- شمارهٔ ۱۷۴ — طاووس توام جلوهگر حسن تو دوست
- شمارهٔ ۱۷۷ — شه میدهدم نوید هر لحظه دویست
- شمارهٔ ۱۷۶ — چشمم به جنازه تو چون درنگریست
- شمارهٔ ۱۷۸ — در عالم سفله از بنی آدم کیست
- شمارهٔ ۱۸۰ — گر کوتهی عمر ز بیدادگریست
- شمارهٔ ۱۸۴ — از مرگ تو مهر و ماه و انجم بگریست
- شمارهٔ ۱۸۵ — با دل غم آن صنم بگفتم بگریست
- شمارهٔ ۱۸۶ — چشم شب دوش اشک به دامن بگریست
- شمارهٔ ۱۸۸ — میآمد و دزدیده مرا مینگریست
- شمارهٔ ۱۸۷ — کس نیست که از غمت به زاری نگریست
- شمارهٔ ۱۸۳ — هر روز زمانه را ز نو بازاریست
- شمارهٔ ۱۸۲ — از چرخ کبود بر دلم زنگاریست
- شمارهٔ ۱۸۱ — ز اخلاق هر آنچه در بشر میبایست
- شمارهٔ ۱۹۶ — گیرم که به مهر ما دل گرمت نیست
- شمارهٔ ۱۸۹ — چون گل به میان خار میباید زیست
- شمارهٔ ۱۹۰ — چون دید که تن را به غمش تاب ورکیست
- شمارهٔ ۱۹۱ — دیدار تو مونس همه ساله کیست
- شمارهٔ ۱۹۲ — هستت خبر ای جان که خریدار تو کیست
- شمارهٔ ۱۹۳ — چون دوستی تو اصل دشمنکامیست
- شمارهٔ ۱۹۴ — زلف تو که دل در شکنش زندانیست
- شمارهٔ ۱۹۵ — در سینه دلم که گنج لعل کانیست
- شمارهٔ ۲۰۱ — گفتی که دلت بر تن و جان مشفق نیست
- شمارهٔ ۱۹۹ — ای دل غمم از غم کسی کمتر نیست
- شمارهٔ ۲۰۴ — غم کشت مرا و غمگسار آگه نیست
- شمارهٔ ۲۰۲ — گرچه چو تو حق شناس در عالم نیست
- شمارهٔ ۲۰۰ — بی روی تو عیش و کامرانی خوش نیست
- شمارهٔ ۲۰۳ — در بزم شهان چو آب من روشن نیست
- شمارهٔ ۱۹۷ — چشمت که چنو زهره افسونگر نیست
- شمارهٔ ۱۹۸ — در عشق چو من سوخته غمخور نیست
- شمارهٔ ۲۰۵ — دلبر ز دل ممتحنم آگه نیست
- شمارهٔ ۲۰۷ — خلوتگه جان جز شکن موی تو نیست
- شمارهٔ ۲۰۹ — دل نیست که از غمت در او دردی نیست
- شمارهٔ ۲۰۸ — دلها ز جفاهای تو بی گردی نیست
- شمارهٔ ۲۱۱ — از وصل توام امید بهروزی نیست
- شمارهٔ ۲۱۰ — بی کلک تو آب روی منشوری نیست
- شمارهٔ ۲۰۶ — سر نیست که در قبضه فرمان تو نیست
- شمارهٔ ۲۱۲ — روزی نبود که با منت جنگی نیست
- شمارهٔ ۲۱۳ — در عشق به از رندی و خودکامی نیست
- شمارهٔ ۲۱۵ — نه اهل بهشتی تو بدین سیرت زشت
- شمارهٔ ۲۱۶ — دی بگذشتم چو بیهشان بر در و دشت
- شمارهٔ ۲۱۷ — گرکسری و قارون شوی ای باد به مشت
- شمارهٔ ۲۱۸ — در کوی تو آب چشمم از سر بگذشت
- شمارهٔ ۲۲۰ — دلبر به گه وداع چون رو برداشت
- شمارهٔ ۲۱۹ — در نامه تو قلم چو گردن بفراشت
- شمارهٔ ۲۱۴ — شاها چو تو در سپهر دین ماهی نیست
- شمارهٔ ۲۲۷ — ای روی تو در جهان نمودار بهشت
- شمارهٔ ۲۲۱ — تقدیر و قضا ترا چو آزرم نداشت
- شمارهٔ ۲۲۵ — عمری که در این هجر جگر سوز گذشت
- شمارهٔ ۲۲۸ — خاکی ز زمین که عطف دامانت برُفت
- شمارهٔ ۲۲۴ — عمری به امید و آرزویت بگذشت
- شمارهٔ ۲۲۶ — ای عارض تو نخست بنیاد بهشت
- شمارهٔ ۲۲۲ — وصلت بگذشت و دیده با نم بگذاشت
- شمارهٔ ۲۲۳ — زان نقش که بر دلم خیال تو نگاشت
- شمارهٔ ۲۳۶ — جان گر ز غمت با دل پُر تاب برفت
- شمارهٔ ۲۳۴ — سرویست قدش ولیک روی از من تافت
- شمارهٔ ۲۳۱ — ای خاک ز درد دل نمییارم گفت
- شمارهٔ ۲۳۵ — دل در پی کام یک دم آرام نیافت
- شمارهٔ ۲۲۹ — از روزن خیمه گفت ماهم به نهفت
- شمارهٔ ۲۳۲ — با دل سخن خویش بگفتم به نهفت
- شمارهٔ ۲۳۰ — تا درد تو شد با دل حیرانم جفت
- شمارهٔ ۲۳۳ — عمری دلم اندر پی وصل تو شتافت
- شمارهٔ ۲۳۷ — دردا که دل عاقلم از دست برفت
- شمارهٔ ۲۳۸ — دل با تو بسی به جان بکوشید و برفت
- شمارهٔ ۲۳۹ — چون سوز توام در این دل ریش گرفت
- شمارهٔ ۲۴۱ — از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
- شمارهٔ ۲۴۳ — دی شاه بتان با رخ رنگین میرفت
- شمارهٔ ۲۴۲ — دی بر سر ره چو دلستانم میرفت
- شمارهٔ ۲۴۰ — عهدت حق صحبت و نشستم نگرفت
- شمارهٔ ۲۴۴ — چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت
- شمارهٔ ۲۵۰ — ای دور فلک نتیجه دورانت
- شمارهٔ ۲۴۵ — با تو سخنی که بی زبان جانم گفت
- شمارهٔ ۲۴۷ — بس بار بلا به جان کشیدم ز غمت
- شمارهٔ ۲۴۹ — بشکست دلم زان دل چون سندانت
- شمارهٔ ۲۵۲ — ای خصم مدان رفتنش از نفرینت
- شمارهٔ ۲۵۱ — یکچند به آوازه بدم مفتونت
- شمارهٔ ۲۴۸ — ای من به فدای آن تن چون سمنت
- شمارهٔ ۲۴۶ — رفتم به سفر چو بود دوری کامت
- شمارهٔ ۲۵۴ — نه سیم که جایی طلبم در کویت
- شمارهٔ ۲۵۵ — نه برگ که خیمهای زنم پهلویت
- شمارهٔ ۲۵۶ — نه دست که گیرم شکنی از مویت
- شمارهٔ ۲۵۸ — خورشید نخواهم که ببیند رویت
- شمارهٔ ۲۵۹ — زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج
- شمارهٔ ۲۵۷ — افکند مرا گردش دهر از کویت
- شمارهٔ ۲۵۳ — ای رشک بنفشه سنبل پرچینت
- شمارهٔ ۲۶۰ — چونان نکند بخت از آن طایفه کوچ
- شمارهٔ ۲۶۴ — ایام همین دماغ تو بنشاند
- شمارهٔ ۲۶۱ — جانا سر زلفت ز پس و پشت مپیچ
- شمارهٔ ۲۶۵ — از آتش و آب دل و جانم فریاد
- شمارهٔ ۲۶۶ — در توس شدم ز خاک فردوسی شاد
- شمارهٔ ۲۶۷ — بادی که بدی همدم آن حور نژاد
- شمارهٔ ۲۶۸ — ای باد که جان فدای پیغام تو باد
- شمارهٔ ۲۶۳ — اقبال همائی ست در این کاخ فراخ
- شمارهٔ ۲۶۲ — رحم آر بر این سوخته باخته روح
- شمارهٔ ۲۷۳ — در بزم تو شمع طرب افروخته باد
- شمارهٔ ۲۷۶ — ایزد چو وفا و مهرجوئیت نداد
- شمارهٔ ۲۷۴ — اقبال غلام بخت پیروز تو باد
- شمارهٔ ۲۷۰ — ای دل چو تو کس فتنه و شردوست مباد
- شمارهٔ ۲۷۵ — ای دل ز گلی که جفت صد خار افتاد
- شمارهٔ ۲۶۹ — جز عنبر زلف هیچ لالات مباد
- شمارهٔ ۲۷۱ — دل جز بر تیر غمت آماج مباد
- شمارهٔ ۲۷۲ — دل بی هوس تو ای دل افروز مباد
- شمارهٔ ۲۸۱ — این رسم نگر که دهر پرشور نهاد
- شمارهٔ ۲۸۰ — از جور تو هیچ خسته نفرین مکناد
- شمارهٔ ۲۸۲ — گردون که لطف در تن پاک تو نهاد
- شمارهٔ ۲۷۹ — ازدرد منت گرد به دامن مرساد
- شمارهٔ ۲۸۳ — ترسا بچهای که باج از ارمن بستد
- شمارهٔ ۲۸۴ — هر دل که در آن زلف چو شستت افتد
- شمارهٔ ۲۷۸ — گفتم که دل از تو در دمی شاد رساد
- شمارهٔ ۲۷۷ — گیرم که مرا خدمت تو شاهی داد
- شمارهٔ ۲۸۷ — هر سفله که همرنگ اماجِد گردد
- شمارهٔ ۲۸۵ — گر یک نظرت بر من حیران افتد
- شمارهٔ ۲۸۶ — از حادثه هر کجا که بندی افتد
- شمارهٔ ۲۸۹ — وقتی که چمن به کام بلبل گردد
- شمارهٔ ۲۸۸ — آن روز که جان جفت کَشاکَش گردد
- شمارهٔ ۲۹۰ — هر سر که تو را بر خط فرمان گردد
- شمارهٔ ۲۹۲ — از بس که ز گریه نامه تر میگردد
- شمارهٔ ۲۹۱ — بی نام تو نقش سکه وارون گردد
- شمارهٔ ۲۹۵ — آنچ از غم تو بر سر من میگذرد
- شمارهٔ ۲۹۳ — با دل گفتم که یار برمیگردد
- شمارهٔ ۲۹۶ — عهدی کردهست این فلک بیهده گرد
- شمارهٔ ۲۹۷ — غیرت برم از زبان چو نام تو برد
- شمارهٔ ۲۹۹ — ظلمیست بر آن دیده که در تو نگرد
- شمارهٔ ۲۹۸ — گرچه ز جفای تو بسی دیدم درد
- شمارهٔ ۳۰۰ — نه پایم ازین پس ره کویت سپرد
- شمارهٔ ۲۹۴ — تو میگذری و بر دلم میگذرد
- شمارهٔ ۳۰۸ — با خوت که آدمی سرشتی دارد
- شمارهٔ ۳۰۲ — چون دست اجل تخته برهان بسترد
- شمارهٔ ۳۰۴ — گفتم چو دلم لابه گری پیش آرد
- شمارهٔ ۳۰۳ — مرگ تو بر آورد ز ایوانم گرد
- شمارهٔ ۳۰۶ — آن درد که کوه را خروشان دارد
- شمارهٔ ۳۰۵ — هرگز نکنی میل و دلت نگذارد
- شمارهٔ ۳۰۷ — زلف تو که خون ریختن آئین دارد
- شمارهٔ ۳۰۱ — گفتی دل دیوانه تو را شیدا کرد؟
- شمارهٔ ۳۱۲ — دلدار ز سینه زنگ غم میسِتُرَد
- شمارهٔ ۳۱۴ — چون بر دل موری ز تو ننشیند گرد
- شمارهٔ ۳۱۳ — ترسم که به گریه دیده آبم ببرد
- شمارهٔ ۳۱۰ — از وصل رخت هر که نشانی دارد
- شمارهٔ ۳۱۱ — نه دل ز غمت ذوق جوانی دارد
- شمارهٔ ۳۱۵ — تا کی عمرت به خودپرستی گذرد
- شمارهٔ ۳۰۹ — گرچه دلم از جور تو داغی دارد
- شمارهٔ ۳۱۶ — در عشق تو عمرم به ستم میگذرد
- شمارهٔ ۳۱۷ — سودای تو تا در سر من ماوا کرد
- شمارهٔ ۳۱۹ — عشق تو به شوریده سری فاشم کرد
- شمارهٔ ۳۱۸ — گر چاره این تنگدلی باید کرد
- شمارهٔ ۳۲۰ — محرم بدم و جور تو محرومم کرد
- شمارهٔ ۳۲۴ — کم نال دلا اگر شهت یاد نکرد
- شمارهٔ ۳۲۳ — با هجر چنان حریف خو نتوان کرد
- شمارهٔ ۳۲۱ — انگار که راز دل نهان دانم کرد
- شمارهٔ ۳۲۲ — جانا غم دوری تو با ما آن کرد
- شمارهٔ ۳۲۹ — بر بام بدیدمش که جولان میکرد
- شمارهٔ ۳۳۱ — برهان که به مرگ خوب ناگاه بمرد
- شمارهٔ ۳۲۵ — بر سنگ دلت ناله و دم کار نکرد
- شمارهٔ ۳۳۲ — آن دد که چو دمنه در کمینگاه بمرد
- شمارهٔ ۳۲۶ — دل با تو و صبر سازگاری که نکرد
- شمارهٔ ۳۲۸ — قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد
- شمارهٔ ۳۳۰ — ای دل اگر آغاز به می خواهی کرد
- شمارهٔ ۳۲۷ — سودای تو آتش دلم افزون کرد
- شمارهٔ ۳۴۰ — نه در تو فغان و یاربم میگیرد
- شمارهٔ ۳۳۴ — عشق آمد و بر دلم شبیخون آورد
- شمارهٔ ۳۳۶ — نپسندم کایزد به گناهت گیرد
- شمارهٔ ۳۳۳ — دل بین که مرا غم که مهمان آورد
- شمارهٔ ۳۳۵ — تا هست غمت غمی دگر نتوان خورد
- شمارهٔ ۳۳۸ — هر شب سپه غم تو راهم گیرد
- شمارهٔ ۳۳۹ — مگذار که کار دل قراری گیرد
- شمارهٔ ۳۳۷ — گر سرو قد خوشت به بر درگیرد
- شمارهٔ ۳۴۳ — بی بزم تو چشم جام می خون ریزد
- شمارهٔ ۳۴۸ — گل کیست که در رونق خد تو رسد
- شمارهٔ ۳۴۴ — آن روز که آوازه محشر خیزد
- شمارهٔ ۳۴۲ — دم بی رخ یار نازنین نتوان زد
- شمارهٔ ۳۴۵ — در هجر تو گر جان ز تنم برخیزد
- شمارهٔ ۳۴۱ — لافی ز تو پیش کس نمییارم زد
- شمارهٔ ۳۴۷ — اول سخنم چو از زبان برخیزد
- شمارهٔ ۳۴۶ — شاها کرمت از پی آن برخیزد
- شمارهٔ ۳۵۴ — گفتم شبه ار سُفته بود به باشد
- شمارهٔ ۳۵۵ — تا میل دلت به کین پرستی باشد
- شمارهٔ ۳۴۹ — گوئی که لبم بر لب نوش تو رسد
- شمارهٔ ۳۵۲ — گر بر سر گل تاج مکلل باشد
- شمارهٔ ۳۵۶ — نه مهر تو از دلم به در خواهد شد
- شمارهٔ ۳۵۱ — تا گوش بود سوی سلامت باشد
- شمارهٔ ۳۵۳ — بشنو لغزی که سخت موزون باشد
- شمارهٔ ۳۵۰ — از عشق چو بر جوان ملامت باشد
- شمارهٔ ۳۵۹ — در دل نفسی یاد تو گردیده نشد
- شمارهٔ ۳۶۲ — بر نام تو چون نام رهی املی شد
- شمارهٔ ۳۵۷ — گردون که بدیهاش جوی کاست نشد
- شمارهٔ ۳۶۳ — از بس که رخ نامه به خون تر میشد
- شمارهٔ ۳۶۰ — یارم به تفرج چمن بیرون شد
- شمارهٔ ۳۶۱ — بر تو به جوانی دلم من مفتون شد
- شمارهٔ ۳۶۴ — بر یاد رخ و قد تو ای سرو بلند
- شمارهٔ ۳۵۸ — کو جان که ز بیداد فلک خسته نشد
- شمارهٔ ۳۶۶ — گر بر سر آتشم نشانی چو سپند
- شمارهٔ ۳۶۷ — پستم کردی به محنت ای چرخ بلند
- شمارهٔ ۳۷۱ — ایزد چو نهان من و تو میداند
- شمارهٔ ۳۶۵ — غصنی چو فروع شرع را سایه فکند
- شمارهٔ ۳۶۹ — ای شاه چگونهای در آن خاک نژند
- شمارهٔ ۳۷۰ — ای همچو سلیمانت سر و تاج بلند
- شمارهٔ ۳۷۲ — در جعبه روزگار یک تیر نماند
- شمارهٔ ۳۶۸ — گریانم از اندوه و عدو بر من چند
- شمارهٔ ۳۷۶ — گلبرگ به روی چون بهارت ماند
- شمارهٔ ۳۷۷ — نه ابر به چشم اشکبارم ماند
- شمارهٔ ۳۷۵ — در دیده ز گلزار رخت خار بماند
- شمارهٔ ۳۷۹ — ای نفس چو برگ کامرانیت نماند
- شمارهٔ ۳۷۸ — در دیده بجز اشک به دامن بنماند
- شمارهٔ ۳۸۰ — ای دل چو شه ستوده آثار نماند
- شمارهٔ ۳۷۳ — گر خواب خوش است عق مرگش خواند
- شمارهٔ ۳۷۴ — عهدی دارد جهان که تا بتواند
- شمارهٔ ۳۸۳ — خورشید بماناد اگر سایه نماند
- شمارهٔ ۳۸۱ — گیرم که وفا و عهد را نام نماند
- شمارهٔ ۳۸۴ — گردون سیه دل که به کاسی ماند
- شمارهٔ ۳۸۲ — جانا رمقی در دل شوریده نماند
- شمارهٔ ۳۸۸ — خورشید و مه ار برت زمین بوس آرند
- شمارهٔ ۳۸۶ — زان قصه دردم که یکی یار نخواند
- شمارهٔ ۳۸۵ — تا گرد گلت سنبل تر کاشتهاند
- شمارهٔ ۳۸۷ — اشک و دل خونین شده با هم یارند
- شمارهٔ ۳۹۰ — هرگز دل من یک دم بی غم نزند
- شمارهٔ ۳۸۹ — مشتاقانت ز عافیت مهجورند
- شمارهٔ ۳۹۱ — آنان که چهان کَنند و مردم سوزند
- شمارهٔ ۳۹۲ — یک چند نبودم ز وصالت خرسند
- شمارهٔ ۳۹۴ — والله که گر دل مرا خوش نکند
- شمارهٔ ۳۹۵ — با من سگ گنجه پنجه در پنجه کند
- شمارهٔ ۳۹۳ — هر شب که مرا درد تو بیدار کند
- شمارهٔ ۳۹۶ — گفتم که تو را ماه فلک میخوانند
- شمارهٔ ۳۹۹ — فردا چو حساب من مسکین خواهند
- شمارهٔ ۴۰۱ — چشم ارتن خویش غرقه در خون بیند
- شمارهٔ ۴۰۳ — گر خسته دلی شبی به غم بنشیند
- شمارهٔ ۴۰۴ — ای دل هوست به گفتگو ننشیند
- شمارهٔ ۳۹۷ — مگذار که اغیار به راهت بینند
- شمارهٔ ۳۹۸ — آنم چو نمیدهی که مستان خواهند
- شمارهٔ ۴۰۲ — مسکین دلم از هجر تو آن میبیند
- شمارهٔ ۴۰۰ — از خاک چو رخت من بر افلاک نهند
- شمارهٔ ۴۰۶ — تا چرخ زمین را مدد از خور ندهد
- شمارهٔ ۴۱۱ — روزی که ز عشق من ملالت نبود
- شمارهٔ ۴۰۵ — گه گریه ز مهرت آشنائی بدهد
- شمارهٔ ۴۰۷ — گفتم به یکی کله که خاکش فرسود
- شمارهٔ ۴۰۹ — تا هجر تو داغ دل ریشم فرمود
- شمارهٔ ۴۱۲ — می جز ز کف تو نوش لب خوش نبود
- شمارهٔ ۴۰۸ — ظلم است کز اوست عقل و دین ناخشنود
- شمارهٔ ۴۱۰ — آن دل که به دوری تو خرسند بود
- شمارهٔ ۴۱۴ — شاها فلک از در فسوس تو بود
- شمارهٔ ۴۱۵ — تا جان دارم غمت ز جانم نرود
- شمارهٔ ۴۱۶ — درد تو ز دل به داغ هجران نرود
- شمارهٔ ۴۱۷ — ای نفس اگر خاک تو بر باد شود
- شمارهٔ ۴۱۸ — در چشم سپهر سرمه شرم شود
- شمارهٔ ۴۱۹ — ماهی که به مهرش دل خور گرم شود
- شمارهٔ ۴۱۳ — ایزد چو به قهر دوزخت تافته بود
- شمارهٔ ۴۲۰ — کاری فلکا از تو میسر نشود
- شمارهٔ ۴۲۱ — از خوی بدت که هیچ بهتر نشود
- شمارهٔ ۴۲۴ — ریش دل من به هجر تو به نشود
- شمارهٔ ۴۲۳ — هرگز ز تو میل و آرزویم نشود
- شمارهٔ ۴۲۲ — هرگز هوست زین دل مستم نشود
- شمارهٔ ۴۲۷ — حاشا که به بوسه خالت آلوده شود
- شمارهٔ ۴۲۵ — خون گر ز لقب تاشیات آگاه شود
- شمارهٔ ۴۲۶ — با هر که دلم به مهر پیوسته شود
- شمارهٔ ۴۲۸ — تا سوسن آزاد زبان در تو کشید
- شمارهٔ ۴۳۴ — از لطف تو قد سرو را حال آید
- شمارهٔ ۴۳۱ — هر باد که از جانب بغداد آید
- شمارهٔ ۴۳۲ — گر بر دلم از جور تو صد تیر آید
- شمارهٔ ۴۲۹ — زان سیم و زری که در دم گاز آید
- شمارهٔ ۴۳۳ — ابروی ترا ز ماه نو ننگ آید
- شمارهٔ ۴۳۵ — نه کار به آب دیده برمیآید
- شمارهٔ ۴۳۰ — شبها که دلم بی تو به فریاد آید
- شمارهٔ ۴۳۶ — در نامه ز بس غم که به هم میآید
- شمارهٔ ۴۴۲ — گردون ز تو هیچ راز مستور ندید
- شمارهٔ ۴۳۷ — چون یاد ز یار دلکشم میآید
- شمارهٔ ۴۴۴ — دیدمش خوی از گلِ تَرَش میبارید
- شمارهٔ ۴۳۹ — گل آب شد از شرم چو روی تو بدید
- شمارهٔ ۴۴۰ — دی گفت نهفته رخ چو در راهم دید
- شمارهٔ ۴۴۱ — گر روی تو را چو آینه بتوان دید
- شمارهٔ ۴۳۸ — هر شب چو رهی ز غم زبون میآید
- شمارهٔ ۴۴۳ — در ماتم شمس از شفق خون بچکید
- شمارهٔ ۴۴۷ — شمعی که ز سوز دل حزین میگرید
- شمارهٔ ۴۴۶ — یار از پی کار مشکلم میگرید
- شمارهٔ ۴۴۵ — از بهر خدا به چشم جانش نگرید
- شمارهٔ ۴۴۸ — تا جان دارم دلم به کویت پوید
- شمارهٔ ۴۴۹ — از جور تو دلبر ز دلم نیست خبر
- شمارهٔ ۴۵۱ — نه صبر که تا به صلح باز آید یار
- شمارهٔ ۴۵۰ — از قطره آب رخنه گردد مرمر
- شمارهٔ ۴۵۲ — چشمی دارم چو ابر دی گوهر بار
- شمارهٔ ۴۵۹ — هر صبح شوم به خلوت آباد سحر
- شمارهٔ ۴۶۰ — بر ما رقم خطا کشیدی آخر
- شمارهٔ ۴۵۵ — اندیشه عشقت دم سرد آرد بار
- شمارهٔ ۴۵۶ — ای دوست تو غم با من غمساز گذار
- شمارهٔ ۴۵۷ — آزرده مکن دل از من ای مه زنهار
- شمارهٔ ۴۵۸ — هر شب چو وزد بر دل من باد سحر
- شمارهٔ ۴۵۳ — بی وصل تو جان نخواهم ای زیبا یار
- شمارهٔ ۴۵۴ — بر سر مزن آن دست بلورین زنهار
- شمارهٔ ۴۶۲ — ای نام من از عشق تو دیوانه شهر
- شمارهٔ ۴۶۴ — آخر ز من ای عهد شکن یاد آور
- شمارهٔ ۴۶۳ — حالیست عجب با توام ای طیره حور
- شمارهٔ ۴۶۱ — عشق آمد و تازه کرد ریشم دیگر
- شمارهٔ ۴۶۷ — یارب غم دلبر ز روانم برگیر
- شمارهٔ ۴۶۸ — در کینه به جان بکوش و رک باز مگیر
- شمارهٔ ۴۶۵ — ای دل زر و جاه از اهل دنیا مپذیر
- شمارهٔ ۴۶۶ — ای چون تو جوان نبوده در عالم پیر
- شمارهٔ ۴۶۹ — با جوز عروس حجله بستند و سریر
- شمارهٔ ۴۷۶ — چون روی نمود بخت و وصل آمد ساز
- شمارهٔ ۴۷۳ — برقی بودی که جستی ای مایه ناز
- شمارهٔ ۴۷۴ — تا کی بود این فریب و مکر ای بد ساز
- شمارهٔ ۴۷۱ — از بیخوابی در دل شبهای دراز
- شمارهٔ ۴۷۵ — چون رشته تنم به تاب هجران مگداز
- شمارهٔ ۴۷۲ — یک دم نشوی با من مسکین دمساز
- شمارهٔ ۴۷۰ — زان سوز که از تو دارم ای شمع طراز
- شمارهٔ ۴۸۰ — آغاز غم تو ماجرائیست دراز
- شمارهٔ ۴۸۱ — گفتم ای اجل با تو ستیزد هرگز
- شمارهٔ ۴۸۳ — دل میگسلد ز عشق زنجیر هنوز
- شمارهٔ ۴۸۴ — در چشم من است آن رخ رخشنده هنوز
- شمارهٔ ۴۷۷ — نومید بدم ز دیدنت عمر دراز
- شمارهٔ ۴۷۸ — شمعم که ز دوری تو ای مایه ناز
- شمارهٔ ۴۷۹ — شد جان عطا ز اوج گردون به فراز
- شمارهٔ ۴۸۲ — شمعم که ز دوری تو ای جان افروز
- شمارهٔ ۴۹۰ — ای صبح رخ از سوز شب تار بترس
- شمارهٔ ۴۸۹ — در عشق خیال تو مرا محرم بس
- شمارهٔ ۴۹۱ — گفتم به تو از ناله درویش بترس
- شمارهٔ ۴۹۲ — درمان چو نجوئیم به دل درد مباش
- شمارهٔ ۴۸۶ — ای دوست ز دوست تا توانی مگریز
- شمارهٔ ۴۸۵ — ای دوست در آن شکایتی یا نه هنوز
- شمارهٔ ۴۸۸ — جانا شکری زان لب شیرینم بس
- شمارهٔ ۴۸۷ — ای نفس مزن به جور و بیداد نفس
- شمارهٔ ۴۹۷ — سوگند به خاک قامت چالاکش
- شمارهٔ ۵۰۰ — ای گاه عتاب خوی بدساز تو خوش
- شمارهٔ ۴۹۸ — دلخستهام از شنیدن احوالش
- شمارهٔ ۴۹۹ — شمعی که ازوست عیش مِیْ خواران خوش
- شمارهٔ ۴۹۳ — ای تن ز شب دراز دلسوز مباش
- شمارهٔ ۴۹۶ — سبحان لله قد و خط و رخسارش
- شمارهٔ ۴۹۵ — یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش
- شمارهٔ ۴۹۴ — گر عاشقی اندهکش هجران میباش
- شمارهٔ ۵۰۱ — ای چون لب شیرین تو دشنام تو خوش
- شمارهٔ ۵۰۲ — سیلاب ز جوی دیده راندم شب دوش
- شمارهٔ ۵۰۶ — اکنون که تهیست منزل من ز نشاط
- شمارهٔ ۵۰۸ — جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق
- شمارهٔ ۵۰۷ — از آتش دل شدم شب افروز چو شمع
- شمارهٔ ۵۰۵ — ای جور تو از صبر من غمگین بیش
- شمارهٔ ۵۰۳ — خوش باش به هر حال و مشو بیش اندیش
- شمارهٔ ۵۰۴ — ای روی تو آراسته بی آرایش
- شمارهٔ ۵۰۹ — خون کرد دلم را چو دل لاله فراق
- شمارهٔ ۵۱۰ — عهد من دل شکسته زینگونه سَبُک
- شمارهٔ ۵۱۱ — از نظم تباه دل نمیداری تنگ
- شمارهٔ ۵۱۲ — ای سنگدل ار کوه ثباتی و درنگ
- شمارهٔ ۵۱۵ — ره جوی و مکن تکیه بر این منزل گل
- شمارهٔ ۵۱۳ — دلهاست ز چشم و دهن تنگ تو تنگ
- شمارهٔ ۵۱۴ — نه عمر عزیز داد یک راحت دل
- شمارهٔ ۵۱۶ — هرگز ز تو نگلسم، محال است محال!
- شمارهٔ ۵۲۲ — برخیز که غنچه در قِماط است ای دل
- شمارهٔ ۵۲۳ — این عمر کزو هست ملالی حاصل
- شمارهٔ ۵۲۴ — آنکو رقم قضا بزد پیش از عقل
- شمارهٔ ۵۱۹ — رسوا شدم از دیده و شیدا از دل
- شمارهٔ ۵۲۱ — در عشق توام نه صبر برخاست نه دل
- شمارهٔ ۵۲۰ — ای کرده پر از خاک جفا مفرش دل
- شمارهٔ ۵۱۸ — گشتم ز جفای فلک و گردش سال
- شمارهٔ ۵۱۷ — ای یار چو اندیشه و مونس چو خیال
- شمارهٔ ۵۲۷ — هر آه که من به صبحگاهی زدهام
- شمارهٔ ۵۲۸ — من نیستم آن کسی که هستی طلبم
- شمارهٔ ۵۳۱ — گفتی که به فریاد رسی یک بارم
- شمارهٔ ۵۲۹ — دوش از تو چو ناامید برگردیدم
- شمارهٔ ۵۲۵ — از عشق عنا یافتم از مهر الم
- شمارهٔ ۵۳۰ — هر چند که در تو بیشتر مینگرم
- شمارهٔ ۵۳۲ — دی گفت ز روی آزمون دلدارم
- شمارهٔ ۵۲۶ — این کوزه که پر آب حیات است مدام
- شمارهٔ ۵۴۰ — ترسم که شبی سحر دعایی بکنم
- شمارهٔ ۵۳۳ — تا چند دریغ قلم رانده خورم
- شمارهٔ ۵۳۶ — تا چند جفای این غم آباد کشم
- شمارهٔ ۵۳۵ — نز روزهٔ فرض و مستحب میترسم
- شمارهٔ ۵۳۸ — از بس که رسد زخم غمت سوی دلم
- شمارهٔ ۵۳۹ — شمعم که ز تست جانم ای جانانم
- شمارهٔ ۵۳۷ — زین دام بلا که در وی افتاد دلم
- شمارهٔ ۵۳۴ — بر من چو گذر کند بت کشمیرم
- شمارهٔ ۵۴۱ — هجر تو تباه کرد حالم چه کنم
- شمارهٔ ۵۴۳ — هنگام وداع تا به منزل رفتیم
- شمارهٔ ۵۴۲ — دُر از لب گوهر شکنش میخواهم
- شمارهٔ ۵۴۵ — ای چرخ ز گردش تو خرسند نیم
- شمارهٔ ۵۴۶ — هر شب چو شباهنگ بگرید با من
- شمارهٔ ۵۴۷ — در عشق تو کس تاب نیارد جز من
- شمارهٔ ۵۴۸ — نه کارگر است چاره سازی با تو
- شمارهٔ ۵۴۴ — ما گرچه به نطق طوطی خوش نفسیم
- شمارهٔ ۵۴۹ — آمد بنشست، گفت: «برخیز و برو!
- شمارهٔ ۵۵۵ — نه عشق شنیدهام بدین رسوایی
- شمارهٔ ۵۵۰ — ما را نبُوَد دلی که کار آید ازو
- شمارهٔ ۵۵۲ — ای دل ز می غرور مستی تا کی
- شمارهٔ ۵۵۴ — هر دم ز من دلشده بیزار شوی
- شمارهٔ ۵۵۱ — جانکاه منی و دلفزای همهای
- شمارهٔ ۵۵۳ — از سادگی و سلیمی و مسکینی